lissons

[ایالات متحده]//ˈlɪsənz//
[بریتانیا]//ˈlɪsənz//

ترجمه

n. جمع لیسون؛ زیبایی موقتی؛ یک دیدار کوتاه اما شگفت‌انگیز.
v. سوم شخص جمع فعل لیسون.

جملات نمونه

we learn valuable lessons from our mistakes

ما درس‌های ارزشمندی از اشتباهات خود یاد می‌گیریم

the teacher gives interesting lessons every day

معلم هر روز درس‌های جالبی می‌دهد

life lessons are often the hardest to learn

درس‌های زندگی اغلب سخت‌ترین درس‌هایی هستند که یاد می‌گیریم

she teaches piano lessons to children

او به کودکان درس‌های پیانو می‌دهد

these lessons will help you in the future

این درس‌ها در آینده به شما کمک خواهند کرد

he learned his lesson after the accident

او پس از حادثه درس خود را یاد گرفت

the lessons are very helpful for beginners

این درس‌ها برای مبتدیان بسیار مفید هستند

we have two lessons in the morning

ما در صبح دو درس داریم

online lessons became popular during the pandemic

درس‌های آنلاین در زمان بیماری ویروسی محبوب شدند

each lesson builds on the previous one

هر درس بر روی آنچه پیش‌تر یاد گرفته‌اید ساخته می‌شود

i need to review my lessons before the exam

من باید قبل از امتحان درس‌هایم را مرور کنم

the driving lesson was very useful

درس رانندگی بسیار مفید بود

she took dancing lessons for three years

او در مدت سه سال درس رقص گرفت

these lessons cost less than private tutoring

این درس‌ها از مبلغ مربوط به معلم خصوصی کمتر هستند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید