losts

[ایالات متحده]/lɔːsts/
[بریتانیا]/lɔsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گم شده; ناپدید; سردرگم
v. شکل گذشته participle از گم کردن; شکست خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

losts and founds

گمشده‌ها و یافته‌ها

losts in translation

گم شدن در ترجمه

losts of time

از دست دادن زمان

losts of money

از دست دادن پول

losts of hope

از دست دادن امید

losts of interest

از دست دادن علاقه

losts of opportunities

از دست دادن فرصت‌ها

losts of energy

از دست دادن انرژی

losts of faith

از دست دادن ایمان

losts of resources

از دست دادن منابع

جملات نمونه

the company losts a significant amount of money last year.

شرکت سال گذشته مقدار قابل توجهی پول از دست داد.

she losts her keys and couldn't get into her house.

او کلیدهای خود را گم کرد و نتوانست وارد خانه خود شود.

many people losts their homes due to the natural disaster.

بسیاری از مردم خانه‌های خود را در اثر فاجعه طبیعی از دست دادند.

he losts interest in the project after the first meeting.

او پس از اولین جلسه، علاقه خود را به پروژه از دست داد.

they losts the game in the final minutes.

آنها بازی را در دقایق پایانی باختند.

after the argument, she losts her trust in him.

پس از بحث، او اعتماد خود را به او از دست داد.

he losts his way while hiking in the mountains.

او در حین پیاده‌روی در کوه‌ها مسیر خود را گم کرد.

she losts her patience with the ongoing delays.

او با تاخیرهای مداوم، حوصله‌اش را از دست داد.

the team losts their best player to injury.

تیم بهترین بازیکن خود را به دلیل آسیب‌دیدگی از دست داد.

they losts valuable time during the meeting.

آنها در طول جلسه زمان ارزشمندی را از دست دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید