low-volume sales
فروش کم حجم
low-volume printing
چاپ کم حجم
low-volume production
تولید کم حجم
low-volume market
بازار کم حجم
low-volume speaker
بلندگوی کم حجم
running low-volume
در حال کار با حجم کم
low-volume setting
تنظیمات کم حجم
low-volume product
محصول کم حجم
the library offers low-volume study rooms for focused work.
کتابخانه اتاقهای مطالعه با صدای کم برای کار متمرکز ارائه میدهد.
we need a low-volume hair dryer to avoid disturbing the neighbors.
ما به یک سشوار با صدای کم نیاز داریم تا از ایجاد مزاحمت برای همسایگان جلوگیری کنیم.
the restaurant features low-volume background music to create a relaxing atmosphere.
رستوران دارای موسیقی پسزمینه با صدای کم برای ایجاد فضایی آرامشبخش است.
the low-volume setting on the washing machine is perfect for delicate fabrics.
تنظیم صدای کم ماشین لباسشویی برای پارچههای ظریف عالی است.
the speaker used a low-volume voice to calm the anxious crowd.
سخنرانی از صدای آرام برای آرام کردن جمعیت مضطرب استفاده کرد.
we prefer low-volume headphones for commuting on the train.
ما ترجیح میدهیم از هدفونهای با صدای کم برای رفت و آمد در قطار استفاده کنیم.
the vacuum cleaner has a low-volume setting for hard floors.
جاروبرقی دارای تنظیم صدای کم برای کفهای سخت است.
the low-volume alarm clock gently wakes you up in the morning.
ساعت زنگدار با صدای کم شما را به آرامی در صبح از خواب بیدار میکند.
the production team aimed for a low-volume sound effect for subtlety.
گروه تولید به دنبال جلوهای صوتی با صدای کم برای ظرافت بود.
the low-volume fan provides a gentle breeze on a hot day.
پنکه با صدای کم در یک روز گرم نسیمی ملایم ایجاد میکند.
the artist used low-volume colors to create a muted palette.
هنرمند از رنگهای کمرنگ برای ایجاد یک پالت خنثی استفاده کرد.
low-volume sales
فروش کم حجم
low-volume printing
چاپ کم حجم
low-volume production
تولید کم حجم
low-volume market
بازار کم حجم
low-volume speaker
بلندگوی کم حجم
running low-volume
در حال کار با حجم کم
low-volume setting
تنظیمات کم حجم
low-volume product
محصول کم حجم
the library offers low-volume study rooms for focused work.
کتابخانه اتاقهای مطالعه با صدای کم برای کار متمرکز ارائه میدهد.
we need a low-volume hair dryer to avoid disturbing the neighbors.
ما به یک سشوار با صدای کم نیاز داریم تا از ایجاد مزاحمت برای همسایگان جلوگیری کنیم.
the restaurant features low-volume background music to create a relaxing atmosphere.
رستوران دارای موسیقی پسزمینه با صدای کم برای ایجاد فضایی آرامشبخش است.
the low-volume setting on the washing machine is perfect for delicate fabrics.
تنظیم صدای کم ماشین لباسشویی برای پارچههای ظریف عالی است.
the speaker used a low-volume voice to calm the anxious crowd.
سخنرانی از صدای آرام برای آرام کردن جمعیت مضطرب استفاده کرد.
we prefer low-volume headphones for commuting on the train.
ما ترجیح میدهیم از هدفونهای با صدای کم برای رفت و آمد در قطار استفاده کنیم.
the vacuum cleaner has a low-volume setting for hard floors.
جاروبرقی دارای تنظیم صدای کم برای کفهای سخت است.
the low-volume alarm clock gently wakes you up in the morning.
ساعت زنگدار با صدای کم شما را به آرامی در صبح از خواب بیدار میکند.
the production team aimed for a low-volume sound effect for subtlety.
گروه تولید به دنبال جلوهای صوتی با صدای کم برای ظرافت بود.
the low-volume fan provides a gentle breeze on a hot day.
پنکه با صدای کم در یک روز گرم نسیمی ملایم ایجاد میکند.
the artist used low-volume colors to create a muted palette.
هنرمند از رنگهای کمرنگ برای ایجاد یک پالت خنثی استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید