mairy

[ایالات متحده]/ˈmɛəri/
[بریتانیا]/ˈmɛri/

ترجمه

n. نام تلفظی از چینی، به افرادی مانند مه لی یا چن گوانگجی اشاره دارد.
شکل‌های واژه
جمعmairies

جملات نمونه

the garden was filled with airy mairy flowers.

گیاهان هوایی مایه گیاهان گلستان را پر کرد.

her wedding dress was beautifully airy mairy.

پوشاک ازدواج او زیبایی هوایی مایه بود.

we chose an airy mairy color palette for the room.

ما یک رنگ هوایی مایه را برای اتاق انتخاب کردیم.

the fairy godmother waved her magic wand.

مادرزاد فایری چراغ جادوی خود را نوسان داد.

the dentist filled the cavity with amalgam.

دندانپزشک فراغ را با آلیاژ پر کرد.

strict criteria were used to select the candidates.

معیارهای سخت برای انتخاب نامزدها استفاده شد.

the dairy industry is vital to the local economy.

صنعت شیر به اقتصاد محلی حیاتی است.

she maintains a diary to record daily events.

او یک دفتر روزنامه برای ثبت رویدادهای روزانه حفظ می کند.

dry chapped lips can be very painful.

شفت‌های خشک و پوستی می‌توانند بسیار دردناک باشند.

the eiffel tower is a major tourist attraction.

برج ایفل یک جذب گردشگری مهم است.

the soldiers were unscathed after the battle.

نیروهای نظامی پس از نبرد آسیب ندیده بودند.

place the mixture in the fridge to cool.

مخلوط را در یخچال قرار دهید تا خنک شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید