maladjusts

[ایالات متحده]/[ˌmælədˈdʒʌst]/
[بریتانیا]/[ˌmælədˈdʒʌst]/

ترجمه

v. نتوانستن به درستی تنظیم یا سازگار شد؛ دشواری در سازگار شدن داشتن.
v. (اغلب در زمان گذشته) یک دوره دشواری در سازگار شدن با یک موقعیت یا محیط جدید تجربه کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

maladjusts poorly

کمتر به خوبی سازگار می‌شود

he maladjusts often

او اغلب سازگار نمی‌شود

maladjusts quickly

سازگاری او سریع است

maladjusts consistently

سازگاری او به طور مداوم است

maladjusts significantly

سازگاری او به طور قابل توجهی است

جملات نمونه

the child maladjusts to the new school environment, feeling isolated and withdrawn.

کودک به محیط مدرسه جدید ناآشنا می‌شود و احساس تنهایی و پس گرفتن می‌کند.

his attempts to maladjust his work schedule proved unsuccessful and stressful.

تلاش‌های او برای ناآشنا شدن با برنامه کاری او ناموفق و استرس‌زا ثابت شد.

the patient maladjusts to the medication's side effects, experiencing nausea and headaches.

بیمار به اثرات جانبی دارو ناآشنا می‌شود و از احساس تهوع و مغوله‌ها رنج می‌برد.

following the accident, she maladjusts to daily life, struggling with routine tasks.

پس از حادثه، او به زندگی روزمره ناآشنا می‌شود و با انجام وظایف روزمره دشواری دارد.

he maladjusts to the sudden change in leadership, creating tension within the team.

او به تغییر ناگهانی در رهبری ناآشنا می‌شود و درون تیم تنش ایجاد می‌کند.

the company's rigid policies often maladjust employees, leading to decreased morale.

سیاست‌های سخت‌گیرانه شرکت اغلب باعث ناآشنا شدن کارکنان می‌شود و از روحیه آن‌ها کاهش می‌یابد.

after retirement, he maladjusts to a life without a structured workday.

پس از بازنشستگی، او به زندگی بدون روز کاری ساختار یافته ناآشنا می‌شود.

the new software system caused many users to maladjust their workflow processes.

سیستم نرم‌افزار جدید باعث ناآشنا شدن بسیاری از کاربران به فرایند کاری خود شد.

the student maladjusts to online learning, preferring in-person instruction.

دانش‌آموز به یادگیری آنلاین ناآشنا می‌شود و به تدریس حضوری ترجیح می‌دهد.

the team maladjusts to the coach's new training methods, showing little improvement.

تیم به روش‌های تربیت جدید مربی ناآشنا می‌شود و بهبود چندانی نشان نمی‌دهد.

the elderly man maladjusts to living alone after his wife's passing.

آقای سالمند پس از فوت همسرش به زندگی تنهایی ناآشنا می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید