meted

[ایالات متحده]/miːtɪd/
[بریتانیا]/miːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را دادن یا توزیع کردن، به ویژه مجازات

عبارات و ترکیب‌ها

meted out

اعطای

meted justice

اعطای عدالت

meted punishment

اعطای مجازات

meted rewards

اعطای پاداش

meted care

اعطای مراقبت

meted mercy

اعطای رحمت

meted benefits

اعطای مزایا

meted support

اعطای حمایت

meted aid

اعطای کمک

meted love

اعطای عشق

جملات نمونه

the punishment was meted out fairly by the judge.

مجازات به طور عادلانه توسط قاضی اعمال شد.

she meted kindness to everyone she met.

او با مهربانی با همه کسانی که ملاقات می‌کرد رفتار کرد.

justice must be meted out to all offenders.

قانون باید برای همه مجرمان اجرا شود.

the teacher meted out extra assignments to the students.

معلم تکالیف اضافی به دانش آموزان داد.

he meted out his resources carefully during the project.

او منابع خود را در طول پروژه با دقت مدیریت کرد.

they meted out rewards for exceptional performance.

آنها برای عملکرد برجسته پاداش دادند.

the committee meted out criticism for the poor results.

کمیته انتقاد را برای نتایج ضعیف اعمال کرد.

she meted out advice based on her experience.

او مشورتی را بر اساس تجربه خود ارائه داد.

the company meted out bonuses to its top employees.

شرکت پاداش‌ها را به بهترین کارمندان خود پرداخت کرد.

the coach meted out tough training sessions for the team.

مربی تمرینات سخت برای تیم ترتیب داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید