mickle

[ایالات متحده]/ˈmɪkəl/
[بریتانیا]/ˈmɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار زیاد؛ خیلی
adj. بسیاری؛ مقدار زیاد
adv. خیلی؛ زیاد
Word Forms
جمعmickles

عبارات و ترکیب‌ها

mickle of good

سهمی از خوبی

mickle of trouble

سهمی از مشکل

mickle of time

سهمی از زمان

mickle of wealth

سهمی از ثروت

mickle of joy

سهمی از شادی

mickle of effort

سهمی از تلاش

mickle of pain

سهمی از درد

mickle of knowledge

سهمی از دانش

mickle of fun

سهمی از تفریح

mickle of luck

سهمی از شانس

جملات نمونه

he was a mickle wiser after the meeting.

او بعد از جلسه بسیار خردمندتر بود.

she accumulated a mickle of knowledge over the years.

او در طول سال‌ها دانش زیادی کسب کرد.

there is a mickle difference between the two proposals.

تفاوت زیادی بین دو پیشنهاد وجود دارد.

they saved a mickle amount of money for their trip.

آنها برای سفر خود مقدار زیادی پول پس انداز کردند.

his contributions made a mickle impact on the project.

مشارکت‌های او تأثیر زیادی بر روی پروژه داشت.

she felt a mickle of joy when she received the news.

وقتی خبر را شنید، احساس شادی زیادی کرد.

there was a mickle of confusion during the presentation.

در طول ارائه، سردرگمی زیادی وجود داشت.

he had a mickle of trouble finding the right location.

او برای پیدا کردن مکان مناسب مشکل زیادی داشت.

she felt a mickle of pride after completing the project.

بعد از اتمام پروژه، احساس غرور زیادی کرد.

they enjoyed a mickle of laughter during the party.

آنها در طول مهمانی از خنده زیادی لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید