mozo

[ایالات متحده]/ˈməʊzəʊ/
[بریتانیا]/ˈmoʊzoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جایگاه در میانمار
شکل‌های واژه
جمعmozos

جملات نمونه

el mozo nos trajo el menú.

خدمتکار ما منو را آورد.

pregúntale al mozo cuándo estará lista nuestra comida.

به خدمتکار بپرسید که غذای ما چه زمانی آماده می‌شود.

el mozo muy amable nos recomendó el plato del día.

خدمتکار بسیار مهربان ما را روی غذای روز توصیه کرد.

necesitamos otro mozo porque este restaurante está muy lleno.

ما نیاز به خدمتکار دیگری داریم چون این رستوران بسیار پر است.

el mozo nos sirvió los alimentos con una sonrisa.

خدمتکار با یک لبخند غذای ما را سرو کرد.

¿podría llamar al mozo, por favor?

لطفاً می‌توانید خدمتکار را بیاورید؟

el mozo apartó una mesa cerca de la ventana para nosotros.

خدمتکار یک میز را نزد پنجره برای ما جا گذاشت.

este mozo tiene mucho talento para atender a los clientes.

این خدمتکار دارای مهارت زیادی برای خدمات رسانی به مشتریان است.

el mozo nos trajo la cuenta sin que se lo pidamos.

خدمتکار فاکتور را بدون اینکه از او خواسته شود به ما آورد.

voy a buscar al mozo para pagar.

من می‌روم تا خدمتکار را برای پرداخت پیدا کنم.

el mozo tiene que tener paciencia con los clientes difíciles.

خدمتکار باید با مشتریان دشوار صبور باشد.

el mozo me preguntó si quería más pan.

خدمتکار از من پرسید که آیا می‌خواهم نان بیشتری داشته باشم.

el mozo recogió los platos sucios de la mesa.

خدمتکار ظروف کثیف را از روی میز جمع کرد.

recomiendo a este mozo por su excelente servicio.

من این خدمتکار را به دلیل خدمات بسیار خوبش توصیه می‌کنم.

el mozo traerá su pedido en seguida.

خدمتکار سفارش او را به زودی آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید