musclebound

[ایالات متحده]/ˈmʌslbaʊnd/
[بریتانیا]/ˈmʌslˌbaʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عضلاتی که به دلیل تمرین بیش از حد سفت یا غیرقابل انعطاف هستند؛ عضلاتی که به خوبی توسعه یافته‌اند و انعطاف‌پذیری ندارند؛ عضلاتی تنش‌دار، سخت یا سفت به دلیل تلاش زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

musclebound athlete

ورزشکار بدنساز

musclebound figure

چهره‌ی بدنساز

musclebound bodybuilder

بدنساز عضلانی

musclebound man

مرد بدنساز

musclebound hero

قهرمان بدنساز

musclebound character

شخصیت بدنساز

musclebound physique

اندام بدنساز

musclebound warrior

جنگجوی بدنساز

musclebound model

مدل بدنساز

musclebound persona

شخصیت بدنساز

جملات نمونه

he looked musclebound after months of intense training.

او بعد از ماه‌های آموزش شدید، بدنی ورزیده و عضلانی به نظر می‌رسید.

the musclebound athlete won the championship easily.

ورزشکار عضلانی به راحتی قهرمانی را به دست آورد.

she admired his musclebound physique at the gym.

او بدنه ورزیده و عضلانی او را در باشگاه تحسین کرد.

musclebound characters are often portrayed in action movies.

شخصیت‌های عضلانی اغلب در فیلم‌های اکشن به تصویر کشیده می‌شوند.

he felt self-conscious about being musclebound.

او در مورد داشتن بدنی ورزیده و عضلانی احساس ناامنی می‌کرد.

the comic book featured a musclebound superhero.

کتاب کمیک شامل یک ابرقهرمان عضلانی بود.

training for strength can lead to a musclebound appearance.

آموزش برای افزایش قدرت می‌تواند منجر به داشتن بدنی ورزیده و عضلانی شود.

many people aspire to achieve a musclebound look.

بسیاری از مردم به دنبال دستیابی به یک ظاهر ورزیده و عضلانی هستند.

his musclebound arms were a result of hard work.

بازوهای ورزیده و عضلانی او نتیجه تلاش سخت بود.

she prefers a lean look over a musclebound one.

او یک ظاهر لاغر را به یک ظاهر ورزیده و عضلانی ترجیح می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید