the search narrowers helped us find the perfect candidate from hundreds of applications.
این فیلترهای جستجو به ما کمک کردند تا نامزد مناسب را از میان صدها درخواست پیدا کنیم.
we applied several narrowers to focus our market research on key demographics.
ما چندین فیلتر را برای متمرکز کردن تحقیقات بازار خود بر روی جمعیت کلیدی به کار بردیم.
budget constraints served as effective narrowers for the project scope.
محدودیتهای بودجه به عنوان فیلترهای موثر برای دامنه پروژه عمل کردند.
the database narrowers improved our search results significantly.
فیلترهای پایگاه داده به طور قابل توجهی نتایج جستجوی ما را بهبود بخشیدند.
quality standards act as natural narrowers for potential suppliers.
استانداردهای کیفیت به عنوان فیلترهای طبیعی برای تامین کنندگان بالقوه عمل می کنند.
time limits are powerful narrowers of project scope and deliverables.
محدودیتهای زمانی فیلترهای قدرتمندی برای دامنه پروژه و تحویلها هستند.
the committee used specific narrowers to narrow down the applicant pool.
کمیته از فیلترهای خاص برای محدود کردن مجموعه متقاضیان استفاده کرد.
regulatory requirements serve as strict narrowers for compliance options.
الزامات قانونی به عنوان فیلترهای سختگیرانه برای گزینه های انطباق عمل می کنند.
technical specifications are important narrowers for selecting vendors.
مشخصات فنی فیلترهای مهمی برای انتخاب تامین کنندگان هستند.
customer feedback functions as narrowers for prioritizing product features.
بازخورد مشتری به عنوان فیلتری برای اولویت بندی ویژگی های محصول عمل می کند.
multiple narrowers streamline the candidate selection process effectively.
چندین فیلتر به طور موثر فرآیند انتخاب نامزد را ساده می کند.
market conditions act as economic narrowers for investment opportunities.
شرایط بازار به عنوان فیلترهای اقتصادی برای فرصت های سرمایه گذاری عمل می کنند.
safety protocols are critical narrowers for acceptable construction materials.
پروتکل های ایمنی فیلترهای حیاتی برای مواد ساختمانی قابل قبول هستند.
the search narrowers helped us find the perfect candidate from hundreds of applications.
این فیلترهای جستجو به ما کمک کردند تا نامزد مناسب را از میان صدها درخواست پیدا کنیم.
we applied several narrowers to focus our market research on key demographics.
ما چندین فیلتر را برای متمرکز کردن تحقیقات بازار خود بر روی جمعیت کلیدی به کار بردیم.
budget constraints served as effective narrowers for the project scope.
محدودیتهای بودجه به عنوان فیلترهای موثر برای دامنه پروژه عمل کردند.
the database narrowers improved our search results significantly.
فیلترهای پایگاه داده به طور قابل توجهی نتایج جستجوی ما را بهبود بخشیدند.
quality standards act as natural narrowers for potential suppliers.
استانداردهای کیفیت به عنوان فیلترهای طبیعی برای تامین کنندگان بالقوه عمل می کنند.
time limits are powerful narrowers of project scope and deliverables.
محدودیتهای زمانی فیلترهای قدرتمندی برای دامنه پروژه و تحویلها هستند.
the committee used specific narrowers to narrow down the applicant pool.
کمیته از فیلترهای خاص برای محدود کردن مجموعه متقاضیان استفاده کرد.
regulatory requirements serve as strict narrowers for compliance options.
الزامات قانونی به عنوان فیلترهای سختگیرانه برای گزینه های انطباق عمل می کنند.
technical specifications are important narrowers for selecting vendors.
مشخصات فنی فیلترهای مهمی برای انتخاب تامین کنندگان هستند.
customer feedback functions as narrowers for prioritizing product features.
بازخورد مشتری به عنوان فیلتری برای اولویت بندی ویژگی های محصول عمل می کند.
multiple narrowers streamline the candidate selection process effectively.
چندین فیلتر به طور موثر فرآیند انتخاب نامزد را ساده می کند.
market conditions act as economic narrowers for investment opportunities.
شرایط بازار به عنوان فیلترهای اقتصادی برای فرصت های سرمایه گذاری عمل می کنند.
safety protocols are critical narrowers for acceptable construction materials.
پروتکل های ایمنی فیلترهای حیاتی برای مواد ساختمانی قابل قبول هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید