a suspicion niggled at the back of her mind.
یک حس بد در ذهن او پدیدار شد.
an editor who niggled about commas;
یک ویراستار که در مورد کاماها سخت گیری می کرد;
Our lawyers will niggle over every little detail of the case.
وکلای ما بر روی هر جزئیات کوچک پرونده اصرار خواهند کرد.
She keeps house industriously and frugally and niggles over every detail of each bill.
او با تلاش و صرفهجویی خانه را اداره میکند و بر روی هر جزئیات هر صورتحساب اصرار میکند.
She always has a niggle in her knee when it's about to rain.
وقتی باران نزدیک است، او همیشه یک درد در زانوی خود دارد.
His constant niggle about the project deadline is getting annoying.
اصرار مداوم او در مورد مهلت پروژه آزاردهنده است.
I can't focus on work with this niggle in my back.
من نمیتوانم با این درد در کمرم روی کار تمرکز کنم.
Don't let a small niggle ruin your entire day.
نذارید یک درد کوچک کل روز شما را خراب کند.
She tried to ignore the niggle in her mind telling her she forgot something important.
او سعی کرد نادیده بگیرد احساسی که به او میگفت چیزی مهم را فراموش کرده است.
He always finds something to niggle about, no matter how well things are going.
او همیشه چیزی پیدا میکند که در مورد آن اصرار کند، مهم نیست که اوضاع چقدر خوب پیش میرود.
The constant niggle of doubt crept into her thoughts.
شک و تردید مداوم به آرامی در افکار او نفوذ کرد.
I have a niggle about the safety of this neighborhood.
نگرانیهایی در مورد امنیت این محله دارم.
The unresolved issue continued to niggle at the back of his mind.
مشکل حل نشده همچنان در ذهن او باقی ماند.
She couldn't shake off the niggle that she had forgotten to lock the door.
او نتوانست احساس فراموشی قفل کردن در را از خود دور کند.
In its place are niggling doubts about whether the recovery can be sustained.
به جای آن، تردیدهای آزاردهنده ای وجود دارد مبنی بر اینکه آیا می توان روند بهبودی را حفظ کرد یا خیر.
منبع: The Economist (Summary)I can't even tell you from, you know, small little pains and niggles to operation.
حتی نمی توانم به شما بگویم از دردها و آزاردهنده های کوچک تا عمل.
منبع: VOA Standard English_AfricaEven his fans would not say that Mr Davies's forte is details; some niggling errors deserve speedy correction.
حتی طرفدارانش هم نمی گویندند که نقطه قوت آقای دیویس جزئیات است؛ برخی از اشتباهات آزاردهنده نیاز به تصحیح سریع دارند.
منبع: The Economist - ArtsAnd then there's a niggling problem with the cooker ... Ah ha ... The door's broken.
و سپس یک مشکل آزاردهنده با اجاق گاز وجود دارد ... آه ها ... در شکسته است.
منبع: IELTS high-frequency scenario dictation trainingYou can do it twice a day and if you feel any niggling injuries coming on, foam rollers are a fantastic place to start.
می توانید دو بار در روز انجام دهید و اگر احساس کنید هرگونه آسیب جزئی در حال بروز است، غلتک های فوم مکان شروع فوق العاده ای هستند.
منبع: Connection MagazineBut this one niggle aside, To Catch a King is an excellent read, and those who come to it knowing little of the famous tale will find they have a treat in store.
اما با وجود این نکته جزئی، گرفتن یک پادشاه یک مطالعه عالی است و کسانی که آن را با شناخت کمی از داستان معروف می خوانند، متوجه می شوند که یک خوشی در انتظارشان است.
منبع: IELTS Reading Real Exam Questionsa suspicion niggled at the back of her mind.
یک حس بد در ذهن او پدیدار شد.
an editor who niggled about commas;
یک ویراستار که در مورد کاماها سخت گیری می کرد;
Our lawyers will niggle over every little detail of the case.
وکلای ما بر روی هر جزئیات کوچک پرونده اصرار خواهند کرد.
She keeps house industriously and frugally and niggles over every detail of each bill.
او با تلاش و صرفهجویی خانه را اداره میکند و بر روی هر جزئیات هر صورتحساب اصرار میکند.
She always has a niggle in her knee when it's about to rain.
وقتی باران نزدیک است، او همیشه یک درد در زانوی خود دارد.
His constant niggle about the project deadline is getting annoying.
اصرار مداوم او در مورد مهلت پروژه آزاردهنده است.
I can't focus on work with this niggle in my back.
من نمیتوانم با این درد در کمرم روی کار تمرکز کنم.
Don't let a small niggle ruin your entire day.
نذارید یک درد کوچک کل روز شما را خراب کند.
She tried to ignore the niggle in her mind telling her she forgot something important.
او سعی کرد نادیده بگیرد احساسی که به او میگفت چیزی مهم را فراموش کرده است.
He always finds something to niggle about, no matter how well things are going.
او همیشه چیزی پیدا میکند که در مورد آن اصرار کند، مهم نیست که اوضاع چقدر خوب پیش میرود.
The constant niggle of doubt crept into her thoughts.
شک و تردید مداوم به آرامی در افکار او نفوذ کرد.
I have a niggle about the safety of this neighborhood.
نگرانیهایی در مورد امنیت این محله دارم.
The unresolved issue continued to niggle at the back of his mind.
مشکل حل نشده همچنان در ذهن او باقی ماند.
She couldn't shake off the niggle that she had forgotten to lock the door.
او نتوانست احساس فراموشی قفل کردن در را از خود دور کند.
In its place are niggling doubts about whether the recovery can be sustained.
به جای آن، تردیدهای آزاردهنده ای وجود دارد مبنی بر اینکه آیا می توان روند بهبودی را حفظ کرد یا خیر.
منبع: The Economist (Summary)I can't even tell you from, you know, small little pains and niggles to operation.
حتی نمی توانم به شما بگویم از دردها و آزاردهنده های کوچک تا عمل.
منبع: VOA Standard English_AfricaEven his fans would not say that Mr Davies's forte is details; some niggling errors deserve speedy correction.
حتی طرفدارانش هم نمی گویندند که نقطه قوت آقای دیویس جزئیات است؛ برخی از اشتباهات آزاردهنده نیاز به تصحیح سریع دارند.
منبع: The Economist - ArtsAnd then there's a niggling problem with the cooker ... Ah ha ... The door's broken.
و سپس یک مشکل آزاردهنده با اجاق گاز وجود دارد ... آه ها ... در شکسته است.
منبع: IELTS high-frequency scenario dictation trainingYou can do it twice a day and if you feel any niggling injuries coming on, foam rollers are a fantastic place to start.
می توانید دو بار در روز انجام دهید و اگر احساس کنید هرگونه آسیب جزئی در حال بروز است، غلتک های فوم مکان شروع فوق العاده ای هستند.
منبع: Connection MagazineBut this one niggle aside, To Catch a King is an excellent read, and those who come to it knowing little of the famous tale will find they have a treat in store.
اما با وجود این نکته جزئی، گرفتن یک پادشاه یک مطالعه عالی است و کسانی که آن را با شناخت کمی از داستان معروف می خوانند، متوجه می شوند که یک خوشی در انتظارشان است.
منبع: IELTS Reading Real Exam Questionsلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید