nocking

[ایالات متحده]/ˈnɒkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnɑːkɪŋ/

ترجمه

v. عمل ایجاد یک شیار یا فرورفتگی

عبارات و ترکیب‌ها

nocking arrow

کشیدن تیر

nocking point

نقطه کشش

nocking the bow

کشیدن کمان

nocking system

سیستم کشش

nocking technique

تکنیک کشش

nocking device

وسیله کشش

nocking sleeve

آستین کشش

nocking groove

چاله کشش

nocking tab

زبانه کشش

nocking guide

راهنمای کشش

جملات نمونه

he is nocking the arrow on the bowstring.

او کمان را روی زه کمان محکم می‌کند.

she practiced nocking arrows quickly.

او به سرعت تمرین می‌کرد تا تیرها را محکم کند.

nocking the arrow correctly is essential for accuracy.

محکم کردن صحیح تیر برای دقت ضروری است.

the archer focused on nocking the arrow smoothly.

تیرانداز روی محکم کردن صاف تیر تمرکز کرد.

nocking the arrow is the first step in shooting.

محکم کردن تیر اولین قدم در تیراندازی است.

he demonstrated the proper technique for nocking.

او تکنیک مناسب برای محکم کردن را نشان داد.

nocking an arrow requires steady hands.

محکم کردن تیر به دست‌های ثابت نیاز دارد.

she was nocking her arrows with precision.

او با دقت تیرهای خود را محکم می‌کرد.

before nocking, check the bow's tension.

قبل از محکم کردن، کشش کمان را بررسی کنید.

he has mastered the art of nocking arrows.

او هنر محکم کردن تیرها را به دست آورده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید