the decision was made nonautomatically after careful consideration.
تصمیم پس از بررسی دقیق و غیر خودکار اتخاذ شد.
she responded nonautomatically, taking time to formulate her thoughts.
او به صورت غیر خودکار پاسخ داد و زمانی را صرف فرموله کردن افکار خود کرد.
the system processes data nonautomatically to ensure accuracy.
سیستم دادهها را به صورت غیر خودکار پردازش میکند تا از صحت اطمینان حاصل شود.
he learned the skill nonautomatically through years of practice.
او این مهارت را از طریق سالها تمرین غیر خودکار آموخت.
the results are generated nonautomatically by the algorithm.
نتایج توسط الگوریتم به صورت غیر خودکار تولید میشوند.
they approach each case nonautomatically, treating it as unique.
آنها به هر مورد به صورت غیر خودکار نزدیک میشوند و آن را به عنوان منحصر به فرد در نظر میگیرند.
the mechanism operates nonautomatically under human supervision.
این مکانیسم تحت نظارت انسان به صورت غیر خودکار عمل میکند.
she nodded nonautomatically, showing genuine agreement.
او به صورت غیر خودکار سر تکان داد و نشان دهنده توافق واقعی بود.
the program executes commands nonautomatically for security reasons.
برنامه دستورات را به دلایل امنیتی به صورت غیر خودکار اجرا میکند.
we must respond to emergencies nonautomatically, following established protocols.
ما باید به طور غیر خودکار به اورژانسها پاسخ دهیم و از پروتکلهای تعیین شده پیروی کنیم.
the system updates nonautomatically during off-peak hours.
سیستم در ساعات کمترافیک به صورت غیر خودکار بهروزرسانی میشود.
he answered the questions nonautomatically, demonstrating deep expertise.
او به سوالات به صورت غیر خودکار پاسخ داد و نشان دهنده تخصص عمیق بود.
the committee reviews applications nonautomatically to maintain quality standards.
کمیته درخواستها را به صورت غیر خودکار بررسی میکند تا استانداردهای کیفیت را حفظ کند.
the decision was made nonautomatically after careful consideration.
تصمیم پس از بررسی دقیق و غیر خودکار اتخاذ شد.
she responded nonautomatically, taking time to formulate her thoughts.
او به صورت غیر خودکار پاسخ داد و زمانی را صرف فرموله کردن افکار خود کرد.
the system processes data nonautomatically to ensure accuracy.
سیستم دادهها را به صورت غیر خودکار پردازش میکند تا از صحت اطمینان حاصل شود.
he learned the skill nonautomatically through years of practice.
او این مهارت را از طریق سالها تمرین غیر خودکار آموخت.
the results are generated nonautomatically by the algorithm.
نتایج توسط الگوریتم به صورت غیر خودکار تولید میشوند.
they approach each case nonautomatically, treating it as unique.
آنها به هر مورد به صورت غیر خودکار نزدیک میشوند و آن را به عنوان منحصر به فرد در نظر میگیرند.
the mechanism operates nonautomatically under human supervision.
این مکانیسم تحت نظارت انسان به صورت غیر خودکار عمل میکند.
she nodded nonautomatically, showing genuine agreement.
او به صورت غیر خودکار سر تکان داد و نشان دهنده توافق واقعی بود.
the program executes commands nonautomatically for security reasons.
برنامه دستورات را به دلایل امنیتی به صورت غیر خودکار اجرا میکند.
we must respond to emergencies nonautomatically, following established protocols.
ما باید به طور غیر خودکار به اورژانسها پاسخ دهیم و از پروتکلهای تعیین شده پیروی کنیم.
the system updates nonautomatically during off-peak hours.
سیستم در ساعات کمترافیک به صورت غیر خودکار بهروزرسانی میشود.
he answered the questions nonautomatically, demonstrating deep expertise.
او به سوالات به صورت غیر خودکار پاسخ داد و نشان دهنده تخصص عمیق بود.
the committee reviews applications nonautomatically to maintain quality standards.
کمیته درخواستها را به صورت غیر خودکار بررسی میکند تا استانداردهای کیفیت را حفظ کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید