nubs

[ایالات متحده]/[nʌbs]/
[بریتانیا]/[nʌbs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پروجکشن کروی کوچک یا یک ضخیم شدن؛ یک قطعه کوتاه کابل یا ریشک؛ یک گوشه یا پروجکشن روی یک سطح.

عبارات و ترکیب‌ها

stubborn nubs

نubs گسسته

gnawing nubs

نubs خورده شده

small nubs

نubs کوچک

frayed nubs

نubs پارچه‌ای

wooden nubs

نubs چوبی

finding nubs

نubs پیدا کردن

holding nubs

نubs نگه داشتن

sharp nubs

نubs تیز

lost nubs

نubs گم شده

tattered nubs

نubs پارچه‌ای شده

جملات نمونه

the old tree had only a few nubs where branches used to grow.

درخت قدیمی تنها چند نوک کوچک داشت جایی که شاخه‌ها قبلا رشد می‌کردند.

he gripped the nubs of the steering wheel tightly.

او به شدت نوک‌های میله کنترل را گرفت.

the climber used the rock nubs to pull himself upward.

کوهنورد از نوک‌های سنگی برای خود را به سمت بالا کشیدن استفاده کرد.

the dog chewed on the rope nubs left by the children.

سگ روی نوک‌های کشی که توسط کودکان باقی گذاشته شده بودند چیست.

the furniture had wooden nubs to protect the floor.

مبلمان دارای نوک‌های چوبی برای محافظت از زمین بود.

the cactus had sharp nubs along its stem.

سوسک دارای نوک‌های تیز در طول ساقه‌اش بود.

the child collected interesting nubs from the beach.

کودک نوک‌های جالبی را از ساحل جمع آورد.

the sculptor used nubs of clay to create texture.

مصنوع‌ساز از نوک‌های گلی برای ایجاد بافت استفاده کرد.

the old doorknob was missing its handle, leaving only nubs.

دسته در قدیمی دیگر دسته‌اش نبود و تنها نوک‌هایی باقی مانده بود.

the trail markers were small nubs of brightly colored plastic.

نشان‌های مسیر نوک‌های کوچک پلاستیکی رنگارنگ بودند.

the weathered statue had broken nubs where limbs once were.

موزه‌ای که نوک‌هایش شکسته بودند جایی که اندام‌هایی قبلا بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید