occultness

[ایالات متحده]/əˈkʌltnəs/
[بریتانیا]/əˈkʌltnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت پنهانی بودن؛ کیفیت مرموز یا جادویی.

عبارات و ترکیب‌ها

air of occultness

فضای مرموز

sense of occultness

حس مرموز

dark occultness

مخفی‌کاری تاریک

deep occultness

مخفی‌کاری عمیق

veiled occultness

مخفی‌کاری پوشیده

strange occultness

مخفی‌کاری عجیب

certain occultness

مخفی‌کاری قطعی

an occultness

یک مخفی‌کاری

the occultness

مخفی‌کاری

some occultness

کمی مخفی‌کاری

جملات نمونه

the ancient manuscript was filled with an aura of occultness that intrigued scholars for centuries.

نسخه خطی باستانی مملو از فضایی مرموز بود که دانشمندان را برای قرن‌ها مجذوب خود کرد.

victorian society's fascination with occultness manifested in countless secret societies and mystical practices.

علاقه ویکتوریایی‌ها به مرموز بودن در بسیاری از فرقه‌های مخفی و اعمال عرفانی بروز کرد.

the castle's occultness was heightened by whispered legends of alchemists who once worked in its towers.

فضای مرموز قلعه با افسانه‌های زمزمه شده درباره شیمادانانی که زمانی در برج‌های آن کار می‌کردند، تشدید شد.

despite modern science's advances, some phenomena still retain an air of occultness that defies explanation.

با وجود پیشرفت‌های علم مدرن، برخی پدیده‌ها هنوز هم فضایی از مرموز بودن را حفظ می‌کنند که غیرقابل توضیح است.

the novel's plot revolves around the protagonist's gradual discovery of the occultness hidden within his family lineage.

طرح رمان حول کشف تدریجی مرموز بودن پنهان در سلاله خانوادگی شخصیت اصلی می‌چرخد.

anthropologists study how different cultures develop their own systems of occultness to explain the unknown.

جامعه‌شناسان مطالعه می‌کنند که چگونه فرهنگ‌های مختلف سیستم‌های خود از مرموز بودن را برای توضیح ناشناخته‌ها توسعه می‌دهند.

the ritual's effectiveness depended entirely on maintaining an atmosphere of occultness throughout the ceremony.

اثربخشی آیین به حفظ فضای مرموز در طول مراسم بستگی داشت.

her paintings are renowned for capturing the occultness of dreams and the subconscious mind.

تابلوهای نقاشی او به خاطر به تصویر کشیدن فضای مرموز رویاها و ذهن ناخودآگاه مشهور هستند.

the tarot reader claimed to perceive the occultness surrounding the client's future through the cards.

خواننده تاروت ادعا کرد که از طریق کارت‌ها فضای مرموز پیرامون آینده مشتری را درک می‌کند.

some philosophers argue that the occultness of consciousness can never be fully unraveled by science alone.

برخی از فیلسوفان استدلال می‌کنند که فضای مرموز آگاهی هرگز نمی‌تواند به طور کامل توسط علم به تنهایی کشف شود.

the occultness surrounding the disappearance has fueled countless conspiracy theories over the decades.

فضای مرموز پیرامون ناپدید شدن باعث ایجاد نظریه‌های توطئه بی‌شماری در طول دهه‌ها شده است.

the new age movement attracts those drawn to the occultness of ancient wisdom and esoteric knowledge.

جنبش عصر جدید کسانی را که به فضای مرموز خرد باستانی و دانش عرفانی جذب می‌شوند، به خود جذب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید