offtrack

[ایالات متحده]/ˌɒfˈtræk/
[بریتانیا]/ˌɔːfˈtræk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باند فرودگاه به‌شدت آسیب‌دیده؛ خارج از مسیر مورد نظر؛ (محاسبات) خارج از مسیر؛ انحراف از مسیر مغناطیسی؛ واژه‌گون شده؛ خارج از ریل؛ انحراف از نشانگر مسیر

عبارات و ترکیب‌ها

go offtrack

Persian_translation

went offtrack

Persian_translation

going offtrack

Persian_translation

stay offtrack

Persian_translation

keep offtrack

Persian_translation

offtrack discussion

Persian_translation

offtrack comment

Persian_translation

offtrack remarks

Persian_translation

offtrack again

Persian_translation

offtrack today

Persian_translation

جملات نمونه

the project went offtrack after the scope changed twice in one week.

پروژه بعد از تغییر دوبار دامنه در یک هفته، از مسیر خارج شد.

we got offtrack because we skipped the kickoff meeting and missed key requirements.

ما از مسیر خارج شدیم زیرا جلسه شروع را از دست دادیم و الزامات کلیدی را نادیده گرفتیم.

her training plan went offtrack when she injured her ankle during a long run.

برنامه آموزشی او از مسیر خارج شد زمانی که در حین دویدن طولانی، مچ پایش آسیب دید.

the discussion went offtrack when someone brought up last year's argument.

بحث از مسیر خارج شد زمانی که کسی بحث سال گذشته را مطرح کرد.

let's get back on track before this meeting goes offtrack again.

قبل از اینکه این جلسه دوباره از مسیر خارج شود، بیایید دوباره به مسیر اصلی بازگردیم.

the budget went offtrack due to rising material costs and late deliveries.

بودجه به دلیل افزایش هزینه مواد و تحویل تاخیری از مسیر خارج شد.

our timeline went offtrack after the vendor failed to meet the deadline.

جدول زمانی ما پس از اینکه تامین کننده نتوانست مهلت مقرر را رعایت کند، از مسیر خارج شد.

the plan can go offtrack if we don't monitor progress every week.

طرح می‌تواند از مسیر خارج شود اگر ما پیشرفت را هر هفته رصد نکنیم.

his recovery went offtrack when he stopped taking the prescribed medication.

بهبودی او از مسیر خارج شد زمانی که مصرف داروهای تجویز شده را متوقف کرد.

the investigation went offtrack after a false lead consumed most of the team's time.

تحقیقات از مسیر خارج شد پس از اینکه یک سرنخ نادرست بیشتر وقت تیم را صرف کرد.

she pulled the conversation back before it went offtrack into office gossip.

او قبل از اینکه وارد غیبت‌های اداری شود، مکالمه را به عقب کشید.

the renovation went offtrack when the permit approval took longer than expected.

بازسازی از مسیر خارج شد زمانی که تاییدیه پروانه بیشتر از حد انتظار طول کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید