one-sidedly

[ایالات متحده]/[ˈwʌnˌsaɪdɪdli]/
[بریتانیا]/[ˈwʌnˌsaɪdɪdli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت یک‌طرفه؛ ناعادلانه یا جانبدارانه؛ از یک نقطه نظر؛ بدون در نظر گرفتن دیدگاه‌های دیگر.

عبارات و ترکیب‌ها

one-sidedly agreed

به صورت یک‌طرفه موافقت کرد

one-sidedly favoring

به صورت یک‌طرفه طرفدار

one-sidedly presented

به صورت یک‌طرفه ارائه شد

one-sidedly rejected

به صورت یک‌طرفه رد شد

one-sidedly supported

به صورت یک‌طرفه حمایت شد

one-sidedly argued

به صورت یک‌طرفه استدلال شد

one-sidedly viewed

به صورت یک‌طرفه مورد نظر قرار گرفت

one-sidedly dismissed

به صورت یک‌طرفه کنار گذاشته شد

one-sidedly criticized

به صورت یک‌طرفه مورد انتقاد قرار گرفت

one-sidedly interpreted

به صورت یک‌طرفه تفسیر شد

جملات نمونه

the argument was presented one-sidedly, ignoring all opposing viewpoints.

بحث به صورت یک‌طرفه ارائه شد و تمام دیدگاه‌های مخالف نادیده گرفته شد.

he viewed the situation one-sidedly, failing to see the other person's perspective.

او وضعیت را به صورت یک‌طرفه دید و نتوانست دیدگاه طرف مقابل را ببیند.

the media often portrays events one-sidedly, shaping public opinion.

رسانه‌ها اغلب وقایع را به صورت یک‌طرفه به تصویر می‌کشند و افکار عمومی را شکل می‌دهند.

the judge ruled one-sidedly in favor of the plaintiff, much to the defendant's dismay.

قاضی به نفع خواهان به صورت یک‌طرفه رای داد، که باعث ناراحتی متهم شد.

the company's marketing campaign was one-sidedly focused on price, neglecting quality.

کمپین بازاریابی شرکت به صورت یک‌طرفه بر روی قیمت متمرکز بود و کیفیت را نادیده گرفت.

the debate was conducted one-sidedly, with one candidate dominating the conversation.

بحث به صورت یک‌طرفه انجام شد، با این که یک نامزد بر گفتگو تسلط داشت.

the historical account was written one-sidedly, presenting a biased narrative.

گزارش تاریخی به صورت یک‌طرفه نوشته شد و یک روایت مغرضانه ارائه داد.

the teacher graded the exam one-sidedly, penalizing students for minor errors.

معلم امتحان را به صورت یک‌طرفه تصحیح کرد و دانش‌آموزان را به دلیل اشتباهات جزئی مجازات کرد.

the review was one-sidedly positive, failing to mention any drawbacks of the product.

بررسی به صورت یک‌طرفه مثبت بود و هیچ‌کدام از معایب محصول را ذکر نکرد.

the investigation was conducted one-sidedly, without gathering all the facts.

تحقیقات به صورت یک‌طرفه انجام شد، بدون جمع‌آوری تمام حقایق.

the agreement was negotiated one-sidedly, benefiting only one party.

توافق به صورت یک‌طرفه مذاکره شد و فقط به یک طرف سود رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید