one-upmanship

[ایالات متحده]/[ˈwʌnʌp.məns.ʃɪp]/
[بریتانیا]/[ˈwʌnˌʌp.məns.ʃɪp]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار تلاش برای فراتر رفتن از دیگران یا نشان دادن خود به عنوان برتر؛ عادت به طور مداوم تلاش برای شکست دیگران.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

one-upmanship game

بازی فرسودگی

avoid one-upmanship

فرسودگی را اجتناب کنید

one-upmanship culture

فرسودگی فرهنگی

displaying one-upmanship

نمایش فرسودگی

engaging in one-upmanship

در فرسودگی مشارکت کردن

constant one-upmanship

فرسودگی مداوم

fueled by one-upmanship

تقویت شده توسط فرسودگی

one-upmanship tactics

راهکارهای فرسودگی

rejecting one-upmanship

رد فرسودگی

history of one-upmanship

تاریخ فرسودگی

جملات نمونه

he constantly engaged in one-upmanship, trying to outdo everyone at the conference.

او به طور مداوم در رقابت برتری داشت و سعی می‌کرد که در کنفرانس همه را بیشتر از خودش بکند.

the office environment fostered a culture of one-upmanship, which was quite unpleasant.

محیط دفتر فرهنگی از رقابت برتری را تشویق می‌کرد که بسیار ناخوشایند بود.

their rivalry was fueled by a relentless desire for one-upmanship in the industry.

رقابت آن‌ها توسط دلیلی نابغه برای رقابت برتری در صنعت تحریک می‌شد.

i dislike people who resort to one-upmanship to feel superior.

من افرادی را که به منظور احساس برتری به رقابت برتری روی می‌آورند نمی‌پسندم.

the conversation quickly devolved into a tiresome display of one-upmanship.

گفتگو به سرعت به نمایش خسته‌کننده‌ای از رقابت برتری تبدیل شد.

she recognized the one-upmanship and decided to ignore his comments.

او رقابت برتری را تشخيص داد و تصمیم گرفت کامنت‌های او را نادیده بگیرد.

the team leader discouraged one-upmanship and promoted collaboration instead.

رئیس تیم رقابت برتری را تشویق نمی‌کرد و به جای آن همکاری را ترویج می‌داد.

it's exhausting dealing with someone who thrives on one-upmanship.

تعامل با کسی که از رقابت برتری لذت می‌برد خسته‌کننده است.

he used one-upmanship to mask his own insecurities and lack of confidence.

او از رقابت برتری برای پوشاندن نگرانی‌های خود و فقدان اعتماد به نفس استفاده می‌کرد.

the project's success wasn't due to one-upmanship, but genuine teamwork.

موفقیت پروژه به دلیل رقابت برتری نبود، بلکه به دلیل همکاری واقعی بود.

despite his one-upmanship, he was a valuable member of the team.

با وجود رقابت برتری‌اش، او عضو ارزشمندی از تیم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید