open-headed approach
رویکرد ذهن باز
being open-headed
داشتن ذهن باز
open-headed listener
شنونده ذهن باز
open-headed discussion
بحث ذهن باز
open-headedness is key
ذهن باز بودن کلید است
stay open-headed
ذهن باز بمانید
was open-headed
ذهن باز بود
open-headed candidate
نامزد ذهن باز
open-headed views
دیدگاههای ذهن باز
become open-headed
ذهن باز شوید
she had an open-headed approach to problem-solving, always considering new ideas.
او رویکردی باز فکرانه برای حل مسئله داشت و همیشه ایدههای جدید را در نظر میگرفت.
the manager was open-headed to suggestions from his team members.
مدیر به پیشنهادات اعضای تیم خود باز بود.
an open-headed perspective is crucial for innovation and growth.
یک دیدگاه باز فکرانه برای نوآوری و رشد بسیار مهم است.
we need an open-headed discussion about the project's future.
ما به یک بحث باز فکرانه در مورد آینده پروژه نیاز داریم.
he demonstrated an open-headed willingness to learn from his mistakes.
او تمایل باز فکرانهای برای یادگیری از اشتباهات خود نشان داد.
the company fostered an open-headed culture where employees felt valued.
شرکت فرهنگی باز فکرانه را ترویج میکرد که در آن کارکنان احساس ارزشمندی میکردند.
it's important to be open-headed when traveling and experiencing new cultures.
هنگام سفر و تجربه فرهنگهای جدید مهم است که ذهن باز باشید.
the professor encouraged students to be open-headed in their research.
این استاد از دانشجویان خواست تا در تحقیقات خود ذهن باز باشند.
an open-headed attitude can lead to unexpected opportunities.
یک نگرش ذهن باز میتواند منجر به فرصتهای غیرمنتظره شود.
the debate required an open-headed consideration of all viewpoints.
بحث مستلزم بررسی باز فکرانه تمام دیدگاهها بود.
being open-headed allows for greater understanding and empathy.
ذهن باز بودن امکان درک و همدلی بیشتر را فراهم میکند.
open-headed approach
رویکرد ذهن باز
being open-headed
داشتن ذهن باز
open-headed listener
شنونده ذهن باز
open-headed discussion
بحث ذهن باز
open-headedness is key
ذهن باز بودن کلید است
stay open-headed
ذهن باز بمانید
was open-headed
ذهن باز بود
open-headed candidate
نامزد ذهن باز
open-headed views
دیدگاههای ذهن باز
become open-headed
ذهن باز شوید
she had an open-headed approach to problem-solving, always considering new ideas.
او رویکردی باز فکرانه برای حل مسئله داشت و همیشه ایدههای جدید را در نظر میگرفت.
the manager was open-headed to suggestions from his team members.
مدیر به پیشنهادات اعضای تیم خود باز بود.
an open-headed perspective is crucial for innovation and growth.
یک دیدگاه باز فکرانه برای نوآوری و رشد بسیار مهم است.
we need an open-headed discussion about the project's future.
ما به یک بحث باز فکرانه در مورد آینده پروژه نیاز داریم.
he demonstrated an open-headed willingness to learn from his mistakes.
او تمایل باز فکرانهای برای یادگیری از اشتباهات خود نشان داد.
the company fostered an open-headed culture where employees felt valued.
شرکت فرهنگی باز فکرانه را ترویج میکرد که در آن کارکنان احساس ارزشمندی میکردند.
it's important to be open-headed when traveling and experiencing new cultures.
هنگام سفر و تجربه فرهنگهای جدید مهم است که ذهن باز باشید.
the professor encouraged students to be open-headed in their research.
این استاد از دانشجویان خواست تا در تحقیقات خود ذهن باز باشند.
an open-headed attitude can lead to unexpected opportunities.
یک نگرش ذهن باز میتواند منجر به فرصتهای غیرمنتظره شود.
the debate required an open-headed consideration of all viewpoints.
بحث مستلزم بررسی باز فکرانه تمام دیدگاهها بود.
being open-headed allows for greater understanding and empathy.
ذهن باز بودن امکان درک و همدلی بیشتر را فراهم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید