ordainment

[ایالات متحده]/ɔːˈdeɪnmənt/
[بریتانیا]/ɔːrˈdeɪnmənt/

ترجمه

n.فرمان یا دستور؛ یک مقررات یا قانون.

عبارات و ترکیب‌ها

receive ordainment

دریافت ارتحال

grant ordainment

اعطای ارتحال

seek ordainment

جستجوی ارتحال

ordainment ceremony

مراسم ارتحال

holy ordainment

ارتحال مقدس

divine ordainment

ارتحال الهی

religious ordainment

ارتحال مذهبی

ecclesiastical ordainment

ارتحال کلیسایی

priestly ordainment

ارتحال روحانی

the ordainment

ارتحال

جملات نمونه

his ordainment as a priest marked a pivotal moment in his spiritual journey.

اعطای مقام کشیش به او، نقطه‌ی عطفی در سفر معنوی او بود.

the monastery has strict requirements for ordainment that include years of preparation.

صومعه الزامات سختگیرانه‌ای برای اعطای مقام دارد که شامل سال‌ها آمادگی می‌شود.

she received her ordainment in a solemn ceremony attended by family and friends.

او در یک مراسم باشکوه که با حضور خانواده و دوستان برگزار شد، مقام خود را دریافت کرد.

the date of his ordainment was announced to the congregation last sunday.

تاریخ اعطای مقام او هفته گذشته به جمعيت اعلام شد.

after years of discernment, he finally achieved the ordainment he had long sought.

پس از سال‌ها تفکر و بررسی، او سرانجام به مقامی که مدت‌ها به دنبالش بود دست یافت.

the ordainment process involves extensive theological study and personal evaluation.

فرآیند اعطای مقام شامل مطالعه گسترده الهیات و ارزیابی شخصی است.

monastic ordainment requires candidates to renounce worldly possessions.

اعطای مقام در صومعه، نیازمند آن است که نامزدها از دارایی‌های دنیوی دست بردارند.

his ordainment was delayed due to health concerns that needed to be addressed first.

اعطای مقام او به دلیل نگرانی‌های مربوط به سلامتی که ابتدا باید رسیدگی می‌شدند، به تعویق افتاد.

the community gathered to celebrate her priestly ordainment with joy and reverence.

جامعه برای جشن گرفتن اعطای مقام کشیشی او با شادی و احترام گرد هم آمدند.

spiritual ordainment represents a sacred commitment to service and devotion.

اعطای مقام معنوی نشان‌دهنده تعهد مقدس به خدمت و عبادت است.

the bishop oversees all ordainments within his diocese with careful consideration.

اسقف بر تمام اعطای مقامات در حوزه‌ی قضایی خود با در نظر گرفتن دقیق نظارت می‌کند.

ordainment candidates must demonstrate both spiritual maturity and theological knowledge.

نامزدان اعطای مقام باید هم بلوغ معنوی و هم دانش الهیاتی را نشان دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید