orient

[ایالات متحده]/ˈɔːrient/
[بریتانیا]/ˈɔːrient/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. آشنا کردن، سازگار کردن، هدایت به سمت؛ تعیین موقعیت
n. شرق، آسیا

عبارات و ترکیب‌ها

orient oneself

خود را با آن تطابق دادن

orient towards

به سمت...بودن

cultural orientation

گرایش فرهنگی

oriental medicine

طب شرقی

orient express

قطار شرق

جملات نمونه

orient the swimming pool north and south.

استخر را به سمت شمال و جنوب هدایت کنید.

The people in the Orient are mainly yellow or brown.

مردم در شرق عمدتاً زرد یا قهوه‌ای پوست هستند.

object-oriented graphics; an object-oriented interface.

گرافیک شی گرا؛ یک رابط شی گرا.

oriented the telescope toward the moon; oriented her interests toward health care.

تلسکوپ را به سمت ماه نشانه گرفت؛ علایق او را به سمت مراقبت‌های بهداشتی هدایت کرد.

magazines oriented to the business community.

مجله‌هایی که به سمت جامعه تجاری گرایش دارند.

introduced the slide show with an orienting talk.

ارائه اسلاید را با یک صحبت راهنما آغاز کرد.

The building is oriented south and north.

ساختمان به سمت جنوب و شمال واقع شده است.

We must orient our products to the needs of the market.

ما باید محصولات خود را با نیازهای بازار هماهنگ کنیم.

most vertebrates localize sounds by orienting movements.

اکثر حیوانات مهره‌دار صداها را با استفاده از حرکات جهت‌دار، تعیین می‌کنند.

the fires are oriented in direct line with the midsummer sunset.

آتش‌ها در یک خط مستقیم با غروب تابستان قرار دارند.

there are no street names which would enable her to orient herself.

نام خیابنی وجود ندارد که به او اجازه دهد خود را پیدا کند.

I haven't been able to orient my ideas to the new conditions.

هنوز نتوانستم ایده‌های خود را با شرایط جدید تطبیق دهم.

He oriented himself on coming to a new city.

او خود را در هنگام ورود به یک شهر جدید، راهنمایی کرد.

The climbers stopped to orient themselves before descending the mountain.

صخره‌نوردان قبل از پایین آمدن از کوه، برای جهت‌یابی توقف کردند.

a cheerful disposition of colors and textures; a convoy oriented into a north-south disposition.

یک روحیه شاداب از رنگ‌ها و بافت‌ها؛ یک کاروان که به سمت شمال و جنوب هدایت شده است.

The tectonic stress field in Tengchong volcano areas is oriented as NNE-NE-NEE, nearing horizontal compr essive stress field.

تجمع تنشی تکتونیکی در مناطق آتشفشانی تنگچونگ به سمت NNE-NE-NEE، نزدیک به تجمع تنشی فشاری افقی، هدایت شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید