otherway

[ایالات متحده]/ˈʌðəweɪ/
[بریتانیا]/ˈʌðərweɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دیگر؛ متفاوت از آنچه ذکر شده است؛ روش‌ها یا رویکردهای جایگزین
n. روش‌های خرید یا جایگزین دیگر
شکل‌های واژه
جمعotherways

جملات نمونه

he approached the problem in an otherway manner.

او به مساله از روش دیگری نگاه کرد.

the otherway thinking helped solve the puzzle.

فکر کردن به روش دیگری به حل پازل کمک کرد.

we need to consider an otherway approach to this issue.

ما باید به این مساله از رویکرد دیگری فکر کنیم.

the otherway solution was surprisingly effective.

راه حل دیگری به طور شگفت آوری مؤثر بود.

she explained the concept using an otherway perspective.

او مفهوم را با دیدگاه دیگری توضیح داد.

the otherway method saved both time and money.

روش دیگری زمان و پول را صرفه جویی کرد.

they found an otherway to complete the project successfully.

آنها یک روش دیگر برای موفقیت آمیز انجام پروژه پیدا کردند.

an otherway strategy was implemented by the team.

تیم یک استراتژی دیگر را اجرا کرد.

the otherway analysis revealed unexpected findings.

تحلیل دیگری یافته های غیرمنتظره را نشان داد.

we discovered an otherway to resolve the conflict peacefully.

ما یک روش دیگر برای حل اختلاف به صورت صلح آمیز کشف کردیم.

the otherway technique proved to be more efficient.

تکنیک دیگری ثابت شد که کارایی بیشتری دارد.

looking at it from an otherway angle made all the difference.

نگاه کردن به آن از زاویه دیگری تمام تفاوت را ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید