outcried

[ایالات متحده]/ˈaʊtˌkraɪd/
[بریتانیا]/ˈaʊtˌkraɪd/

ترجمه

n. اعتراض قوی؛ فریاد بلند؛ جیغ؛ تمسخر

عبارات و ترکیب‌ها

outcried for help

برای کمک فریاد زد

outcried in pain

درد فریاد زد

outcried in anger

از خشم فریاد زد

outcried loudly

بلند فریاد زد

outcried for justice

برای عدالت فریاد زد

outcried against injustice

علیه بی‌عدالتی فریاد زد

outcried in surprise

از تعجب فریاد زد

outcried with joy

از خوشی فریاد زد

outcried for freedom

برای آزادی فریاد زد

outcried in despair

در ناامیدی فریاد زد

جملات نمونه

she outcried in joy when she received the news.

او با خوشحالی فریاد زد وقتی خبر را دریافت کرد.

the crowd outcried their support for the team.

جمعیت از حمایت خود از تیم فریاد زدند.

he outcried in anger after the unfair decision.

او پس از تصمیم ناعادلانه با خشم فریاد زد.

the children outcried with excitement at the carnival.

کودکان با هیجان در کارناوال فریاد زدند.

she outcried her concerns during the meeting.

او نگرانی های خود را در طول جلسه فریاد زد.

the audience outcried for an encore after the performance.

تماشاچیان پس از اجرا برای درخواست دوباره فریاد زدند.

he outcried in disbelief when he heard the news.

او با ناباوری فریاد زد وقتی خبر را شنید.

the activists outcried for justice in the streets.

فعال ها برای عدالت در خیابان ها فریاد زدند.

she outcried her frustration at the lack of progress.

او ناامیدی خود را در برابر فقدان پیشرفت فریاد زد.

the fans outcried in unison during the game.

هواداران در طول بازی با یک صدا فریاد زدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید