| قسمت سوم فعل | outguessed |
| زمان گذشته | outguessed |
| صفت یا فعل حال استمراری | outguessing |
outguess the competition
غلبه بر رقابت
outguess your opponent
غلبه بر حریف
outguess their moves
پیشبینی حرکات آنها
outguess the market
غلبه بر بازار
outguess the future
پیشبینی آینده
outguess the trends
غلبه بر روندها
outguess your friends
غلبه بر دوستان
outguess the odds
غلبه بر شانس
outguess the system
غلبه بر سیستم
outguess the critics
غلبه بر منتقدان
it’s hard to outguess what he will do next.
سخت است که حدس بزنید او در مرحله بعد چه خواهد کرد.
she tried to outguess the competition.
او سعی کرد رقیب را پشت سر بگذارد.
can you outguess the final score of the game?
آیا می توانید نتیجه نهایی بازی را حدس بزنید؟
he always tries to outguess my decisions.
او همیشه سعی می کند تصمیمات من را پشت سر بگذارد.
outguessing your opponent is key in chess.
پشت سر گذاشتن حریف کلید موفقیت در شطرنج است.
they attempted to outguess market trends.
آنها سعی کردند روند بازار را پشت سر بگذارند.
it's difficult to outguess the stock market.
حدس زدن بازار سهام دشوار است.
she managed to outguess the puzzle's solution.
او موفق شد راه حل پازل را پشت سر بگذارد.
outguessing the weather can be tricky.
پشت سر گذاشتن هوا می تواند دشوار باشد.
he likes to outguess the movie's ending.
او دوست دارد پایان فیلم را حدس بزند.
outguess the competition
غلبه بر رقابت
outguess your opponent
غلبه بر حریف
outguess their moves
پیشبینی حرکات آنها
outguess the market
غلبه بر بازار
outguess the future
پیشبینی آینده
outguess the trends
غلبه بر روندها
outguess your friends
غلبه بر دوستان
outguess the odds
غلبه بر شانس
outguess the system
غلبه بر سیستم
outguess the critics
غلبه بر منتقدان
it’s hard to outguess what he will do next.
سخت است که حدس بزنید او در مرحله بعد چه خواهد کرد.
she tried to outguess the competition.
او سعی کرد رقیب را پشت سر بگذارد.
can you outguess the final score of the game?
آیا می توانید نتیجه نهایی بازی را حدس بزنید؟
he always tries to outguess my decisions.
او همیشه سعی می کند تصمیمات من را پشت سر بگذارد.
outguessing your opponent is key in chess.
پشت سر گذاشتن حریف کلید موفقیت در شطرنج است.
they attempted to outguess market trends.
آنها سعی کردند روند بازار را پشت سر بگذارند.
it's difficult to outguess the stock market.
حدس زدن بازار سهام دشوار است.
she managed to outguess the puzzle's solution.
او موفق شد راه حل پازل را پشت سر بگذارد.
outguessing the weather can be tricky.
پشت سر گذاشتن هوا می تواند دشوار باشد.
he likes to outguess the movie's ending.
او دوست دارد پایان فیلم را حدس بزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید