outguess

[ایالات متحده]/aʊtˈɡɛs/
[بریتانیا]/aʊtˈɡɛs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بهتر از کسی دیگر حدس زدن؛ دیدن یا درک کردن افکار کسی
Word Forms
قسمت سوم فعلoutguessed
زمان گذشتهoutguessed
صفت یا فعل حال استمراریoutguessing

عبارات و ترکیب‌ها

outguess the competition

غلبه بر رقابت

outguess your opponent

غلبه بر حریف

outguess their moves

پیش‌بینی حرکات آن‌ها

outguess the market

غلبه بر بازار

outguess the future

پیش‌بینی آینده

outguess the trends

غلبه بر روندها

outguess your friends

غلبه بر دوستان

outguess the odds

غلبه بر شانس

outguess the system

غلبه بر سیستم

outguess the critics

غلبه بر منتقدان

جملات نمونه

it’s hard to outguess what he will do next.

سخت است که حدس بزنید او در مرحله بعد چه خواهد کرد.

she tried to outguess the competition.

او سعی کرد رقیب را پشت سر بگذارد.

can you outguess the final score of the game?

آیا می توانید نتیجه نهایی بازی را حدس بزنید؟

he always tries to outguess my decisions.

او همیشه سعی می کند تصمیمات من را پشت سر بگذارد.

outguessing your opponent is key in chess.

پشت سر گذاشتن حریف کلید موفقیت در شطرنج است.

they attempted to outguess market trends.

آنها سعی کردند روند بازار را پشت سر بگذارند.

it's difficult to outguess the stock market.

حدس زدن بازار سهام دشوار است.

she managed to outguess the puzzle's solution.

او موفق شد راه حل پازل را پشت سر بگذارد.

outguessing the weather can be tricky.

پشت سر گذاشتن هوا می تواند دشوار باشد.

he likes to outguess the movie's ending.

او دوست دارد پایان فیلم را حدس بزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید