overlayed

[ایالات متحده]/[ˌoʊvərˈleɪd]/
[بریتانیا]/[ˌoʊvərˈleɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قرار دادن یا پوشاندن چیزی بر چیز دیگری؛ قرار دادن یک لایه از چیزی بر چیز دیگری، به ویژه در تصویربرداری یا نقشه‌برداری دیجیتال.
adj. قرار گرفته یا پوشاننده بر چیز دیگری.
v. (در مورد داده) روی یک مجموعه دیگر از داده‌ها اعمال شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

overlayed image

تصویر روی‌ناشی

overlayed text

متن روی‌ناشی

overlayed effect

ایفک روی‌ناشی

carefully overlayed

به‌دقت روی‌ناشی

lightly overlayed

به‌طور خفیف روی‌ناشی

overlayed map

نقشه روی‌ناشی

overlayed design

طراحی روی‌ناشی

being overlayed

در حال روی‌ناشی شدن

overlayed pattern

الگوی روی‌ناشی

subtly overlayed

به‌طور مبهم روی‌ناشی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید