palter

[ایالات متحده]/ˈpɔːltə/
[بریتانیا]/ˈpɔltər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور غیرصادقانه یا گمراه‌کننده صحبت کردن یا عمل کردن؛ چانه‌زنی یا معامله کردن؛ به طور بی‌دقت یا سطحی اجرا کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردpalters
صفت یا فعل حال استمراریpaltering
زمان گذشتهpaltered
قسمت سوم فعلpaltered

عبارات و ترکیب‌ها

palter with

بحث کردن

palter over

بحث کردن درباره

palter about

بحث کردن درباره

palter away

بحث کردن

palter on

بحث کردن درباره

palter with words

بحث کردن با کلمات

palter in truth

بحث کردن در مورد حقیقت

palter in jest

بحث کردن به شوخی

palter in politics

بحث کردن در مورد سیاست

palter with facts

بحث کردن با حقایق

جملات نمونه

he tends to palter when discussing his past mistakes.

او معمولاً وقتی در مورد اشتباهات گذشته خود صحبت می‌کند، دست و پا می‌کشد.

don't palter with the truth; honesty is the best policy.

با حقیقت دست و پا نزنید؛ صداقت بهترین سیاست است.

she tried to palter her way out of the situation.

او سعی کرد با دست و پا از این وضعیت فرار کند.

it's unwise to palter when making important decisions.

هنگام اتخاذ تصمیمات مهم، عاقلانه نیست که دست و پا بزنید.

he would rather palter than admit he was wrong.

او ترجیح می‌دهد دست و پا بزند تا اعتراف کند که اشتباه کرده است.

paltering can lead to misunderstandings in communication.

دست و پا زدن می‌تواند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شود.

she has a habit of paltering during negotiations.

او عادت دارد در طول مذاکرات دست و پا بزند.

to palter with facts is to undermine your credibility.

دست و پا زدن با حقایق، اعتبار شما را تضعیف می‌کند.

paltering often backfires and creates more problems.

دست و پا زدن اغلب نتیجه عکس می‌دهد و مشکلات بیشتری ایجاد می‌کند.

he learned that paltering could damage relationships.

او متوجه شد که دست و پا زدن می‌تواند به روابط آسیب برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید