palter with
بحث کردن
palter over
بحث کردن درباره
palter about
بحث کردن درباره
palter away
بحث کردن
palter on
بحث کردن درباره
palter with words
بحث کردن با کلمات
palter in truth
بحث کردن در مورد حقیقت
palter in jest
بحث کردن به شوخی
palter in politics
بحث کردن در مورد سیاست
palter with facts
بحث کردن با حقایق
he tends to palter when discussing his past mistakes.
او معمولاً وقتی در مورد اشتباهات گذشته خود صحبت میکند، دست و پا میکشد.
don't palter with the truth; honesty is the best policy.
با حقیقت دست و پا نزنید؛ صداقت بهترین سیاست است.
she tried to palter her way out of the situation.
او سعی کرد با دست و پا از این وضعیت فرار کند.
it's unwise to palter when making important decisions.
هنگام اتخاذ تصمیمات مهم، عاقلانه نیست که دست و پا بزنید.
he would rather palter than admit he was wrong.
او ترجیح میدهد دست و پا بزند تا اعتراف کند که اشتباه کرده است.
paltering can lead to misunderstandings in communication.
دست و پا زدن میتواند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شود.
she has a habit of paltering during negotiations.
او عادت دارد در طول مذاکرات دست و پا بزند.
to palter with facts is to undermine your credibility.
دست و پا زدن با حقایق، اعتبار شما را تضعیف میکند.
paltering often backfires and creates more problems.
دست و پا زدن اغلب نتیجه عکس میدهد و مشکلات بیشتری ایجاد میکند.
he learned that paltering could damage relationships.
او متوجه شد که دست و پا زدن میتواند به روابط آسیب برساند.
palter with
بحث کردن
palter over
بحث کردن درباره
palter about
بحث کردن درباره
palter away
بحث کردن
palter on
بحث کردن درباره
palter with words
بحث کردن با کلمات
palter in truth
بحث کردن در مورد حقیقت
palter in jest
بحث کردن به شوخی
palter in politics
بحث کردن در مورد سیاست
palter with facts
بحث کردن با حقایق
he tends to palter when discussing his past mistakes.
او معمولاً وقتی در مورد اشتباهات گذشته خود صحبت میکند، دست و پا میکشد.
don't palter with the truth; honesty is the best policy.
با حقیقت دست و پا نزنید؛ صداقت بهترین سیاست است.
she tried to palter her way out of the situation.
او سعی کرد با دست و پا از این وضعیت فرار کند.
it's unwise to palter when making important decisions.
هنگام اتخاذ تصمیمات مهم، عاقلانه نیست که دست و پا بزنید.
he would rather palter than admit he was wrong.
او ترجیح میدهد دست و پا بزند تا اعتراف کند که اشتباه کرده است.
paltering can lead to misunderstandings in communication.
دست و پا زدن میتواند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شود.
she has a habit of paltering during negotiations.
او عادت دارد در طول مذاکرات دست و پا بزند.
to palter with facts is to undermine your credibility.
دست و پا زدن با حقایق، اعتبار شما را تضعیف میکند.
paltering often backfires and creates more problems.
دست و پا زدن اغلب نتیجه عکس میدهد و مشکلات بیشتری ایجاد میکند.
he learned that paltering could damage relationships.
او متوجه شد که دست و پا زدن میتواند به روابط آسیب برساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید