peine

[ایالات متحده]/peɪn/
[بریتانیا]/peɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درد; مجازات

عبارات و ترکیب‌ها

comb and peine

شانه و شانه

fine peine hair

موهای شانه ظریف

peine for styling

شانه برای مدل‌سازی

peine and brush

شانه و برس

peine for curls

شانه برای حلقه ها

peine in hand

شانه در دست

peine for knots

شانه برای گره ها

peine for waves

شانه برای موج ها

peine and mirror

شانه و آینه

peine with teeth

شانه با دندان

جملات نمونه

she used a peine to style her hair.

او از یک شانه برای مرتب کردن موهایش استفاده کرد.

he found a peine in the drawer.

او یک شانه را در کشو پیدا کرد.

the peine is essential for grooming.

شانه‌ها برای آرایش کردن ضروری هستند.

she always carries a peine in her bag.

او همیشه یک شانه در کیف خود دارد.

he bought a new peine for his long hair.

او یک شانه جدید برای موهای بلندش خرید.

using a peine can help prevent tangles.

استفاده از شانه می تواند به جلوگیری از گره خوردن موها کمک کند.

the stylist recommended a wide-toothed peine.

آرایشگر یک شانه دندان پهن توصیه کرد.

after the shower, she reached for her peine.

بعد از حمام، او به سراغ شانه خود رفت.

a good peine can make a big difference.

یک شانه خوب می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

he lost his favorite peine at the party.

او شانه مورد علاقه خود را در مهمانی گم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید