perversenesses

[ایالات متحده]/pəˈvɜːs.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/pərˈvɜr.s.nəs.ɪz/

ترجمه

n. سرسختی; فساد اخلاقی

عبارات و ترکیب‌ها

moral perversenesses

فسادهای اخلاقی

social perversenesses

فسادهای اجتماعی

human perversenesses

فسادهای انسانی

perversenesses of nature

فسادهای طبیعت

perversenesses of thought

فسادهای تفکر

perversenesses in behavior

فساد در رفتار

cultural perversenesses

فسادهای فرهنگی

perversenesses of society

فسادهای جامعه

perversenesses of logic

فسادهای منطق

perversenesses in art

فساد در هنر

جملات نمونه

his perversenesses often lead to misunderstandings.

رفتارهای غیرمعمول او اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.

she was frustrated by his perversenesses in decision-making.

او در تصمیم گیری به دلیل رفتارهای غیرمعمول او ناامید شده بود.

people often overlook the perversenesses in their own behavior.

افراد اغلب رفتارهای غیرمعمول خود را نادیده می گیرند.

his perversenesses made it difficult to work with him.

رفتارهای غیرمعمول او باعث می شد با او کار کردن دشوار باشد.

she tried to understand his perversenesses rather than judge him.

او سعی کرد رفتارهای غیرمعمول او را درک کند تا او را قضاوت کند.

they discussed the perversenesses of human nature.

آنها درباره رفتارهای غیرمعمول طبیعت انسان بحث کردند.

his perversenesses were evident in his artistic choices.

رفتارهای غیرمعمول او در انتخاب های هنری او آشکار بود.

addressing her perversenesses can lead to personal growth.

رسیدگی به رفتارهای غیرمعمول او می تواند منجر به رشد شخصی شود.

they were baffled by the perversenesses of the situation.

آنها در برابر رفتارهای غیرمعمول وضعیت گیج بودند.

his perversenesses often challenge societal norms.

رفتارهای غیرمعمول او اغلب هنجارهای اجتماعی را به چالش می کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید