phoned

[ایالات متحده]/[fəʊnd]/
[بریتانیا]/[foʊnd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تماس تلفنی گرفتن؛ تلفن کردن به کسی.

عبارات و ترکیب‌ها

phoned her

Persian_translation

i phoned

Persian_translation

phoned back

Persian_translation

she's phoned

Persian_translation

they phoned

Persian_translation

just phoned

Persian_translation

phoned already

Persian_translation

he phoned me

Persian_translation

phoned later

Persian_translation

جملات نمونه

i phoned my sister last night.

من شب گذشته با خواهر שלי تماس گرفتم.

he phoned to confirm the meeting.

او برای تایید جلسه تماس گرفت.

she phoned for an ambulance.

او برای درخواست آمبولانس تماس گرفت.

they phoned us with the good news.

آنها با خبر خوب با ما تماس گرفتند.

could you phone me back later?

می‌توانید بعداً با من تماس بگیرید؟

i’ll phone you as soon as i arrive.

من به محض رسیدن با شما تماس خواهم کرد.

he phoned in sick to work.

او به بهانه مریضی به محل کار زنگ زد.

she phoned around looking for a plumber.

او در جستجوی یک لوله‌کش، اطراف را با تلفن‌های مختلف چرخاند.

i phoned the hotel to make a reservation.

من برای رزرو با هتل تماس گرفتم.

they phoned the police after the break-in.

آنها پس از سرقت با پلیس تماس گرفتند.

he phoned up his old friend.

او با دوست قدیمی خود تماس گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید