piercements

[ایالات متحده]/ˈpɪəs.mənt/
[بریتانیا]/ˈpɪrsmənt/

ترجمه

n. عمل سوراخ کردن یا نفوذ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

piercement process

فرآیند سوراخکاری

piercement technique

تکنیک سوراخکاری

piercement tool

ابزار سوراخکاری

piercement method

روش سوراخکاری

piercement operation

عملیات سوراخکاری

piercement design

طراحی سوراخکاری

piercement application

کاربرد سوراخکاری

piercement analysis

تجزیه و تحلیل سوراخکاری

piercement equipment

تجهیزات سوراخکاری

piercement standards

استانداردهای سوراخکاری

جملات نمونه

the jeweler used a special technique for the piercement of the diamond.

جواهرساز از یک تکنیک خاص برای سوراخ کردن الماس استفاده کرد.

piercement is essential in creating intricate designs in metalwork.

سوراخ کردن برای ایجاد طرح های پیچیده در فلزکاری ضروری است.

she admired the piercement work on the antique vase.

او کار سوراخ کردن روی گلدان قدیمی را تحسین کرد.

the artist's piercement technique added depth to the sculpture.

تکنیک سوراخ کردن هنرمند عمق بیشتری به مجسمه بخشید.

he learned about piercement during his jewelry-making course.

او در طول دوره آموزش ساخت جواهرات در مورد سوراخ کردن یاد گرفت.

the piercement of the fabric allowed for better airflow.

سوراخ کردن پارچه به جریان بهتر هوا اجازه داد.

they discussed the importance of piercement in modern architecture.

آنها در مورد اهمیت سوراخ کردن در معماری مدرن بحث کردند.

piercement can enhance the appearance of a simple piece.

سوراخ کردن می تواند ظاهر یک قطعه ساده را بهبود بخشد.

her expertise in piercement made her a sought-after designer.

تخصص او در سوراخ کردن باعث شد که یک طراح مورد تقاضا باشد.

the piercement process requires precision and skill.

فرآیند سوراخ کردن نیاز به دقت و مهارت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید