| جمع | pilothouses |
pilothouse design
طراحی اتاق فرمان
pilothouse view
نمای اتاق فرمان
pilothouse layout
چیدمان اتاق فرمان
pilothouse controls
کنترلهای اتاق فرمان
pilothouse equipment
تجهیزات اتاق فرمان
pilothouse window
پنجره اتاق فرمان
pilothouse seating
صندلیهای اتاق فرمان
pilothouse access
دسترسی به اتاق فرمان
pilothouse navigation
ناوبری اتاق فرمان
pilothouse safety
ایمنی اتاق فرمان
the captain navigated the ship from the pilothouse.
کاپیتان کشتی را از اتاق فرماندهی هدایت کرد.
the pilothouse offers a panoramic view of the sea.
اتاق فرماندهی منظره پانورامایی از دریا را ارائه میدهد.
she spent hours in the pilothouse studying the charts.
او ساعتها در اتاق فرماندهی نقشهها را مطالعه کرد.
the pilothouse is equipped with modern navigation tools.
اتاق فرماندهی مجهز به ابزارهای ناوبری مدرن است.
during the storm, the crew stayed in the pilothouse.
در طول طوفان، خدمه در اتاق فرماندهی ماندند.
the design of the pilothouse is crucial for visibility.
طراحی اتاق فرماندهی برای دید کافی بسیار مهم است.
he installed new electronics in the pilothouse.
او وسایل الکترونیکی جدیدی در اتاق فرماندهی نصب کرد.
the pilothouse was built to withstand harsh weather.
اتاق فرماندهی برای مقاومت در برابر آب و هوای سخت ساخته شده است.
they held a meeting in the pilothouse before departure.
آنها قبل از عزیمت در اتاق فرماندهی جلسه ای برگزار کردند.
from the pilothouse, he could see the entire harbor.
از اتاق فرماندهی، او میتوانست کل بندر را ببیند.
pilothouse design
طراحی اتاق فرمان
pilothouse view
نمای اتاق فرمان
pilothouse layout
چیدمان اتاق فرمان
pilothouse controls
کنترلهای اتاق فرمان
pilothouse equipment
تجهیزات اتاق فرمان
pilothouse window
پنجره اتاق فرمان
pilothouse seating
صندلیهای اتاق فرمان
pilothouse access
دسترسی به اتاق فرمان
pilothouse navigation
ناوبری اتاق فرمان
pilothouse safety
ایمنی اتاق فرمان
the captain navigated the ship from the pilothouse.
کاپیتان کشتی را از اتاق فرماندهی هدایت کرد.
the pilothouse offers a panoramic view of the sea.
اتاق فرماندهی منظره پانورامایی از دریا را ارائه میدهد.
she spent hours in the pilothouse studying the charts.
او ساعتها در اتاق فرماندهی نقشهها را مطالعه کرد.
the pilothouse is equipped with modern navigation tools.
اتاق فرماندهی مجهز به ابزارهای ناوبری مدرن است.
during the storm, the crew stayed in the pilothouse.
در طول طوفان، خدمه در اتاق فرماندهی ماندند.
the design of the pilothouse is crucial for visibility.
طراحی اتاق فرماندهی برای دید کافی بسیار مهم است.
he installed new electronics in the pilothouse.
او وسایل الکترونیکی جدیدی در اتاق فرماندهی نصب کرد.
the pilothouse was built to withstand harsh weather.
اتاق فرماندهی برای مقاومت در برابر آب و هوای سخت ساخته شده است.
they held a meeting in the pilothouse before departure.
آنها قبل از عزیمت در اتاق فرماندهی جلسه ای برگزار کردند.
from the pilothouse, he could see the entire harbor.
از اتاق فرماندهی، او میتوانست کل بندر را ببیند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید