pining

[ایالات متحده]/ˈpaɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpaɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آرزومند چیزی یا کسی
n. بیماری در گاوها و گوسفندها که با کم خونی مشخص می‌شود؛ بیماری سوء تغذیه در گاوها و گوسفندها

عبارات و ترکیب‌ها

pining away

در حال زوال

pining for you

دلباخته تو بودن

pining heart

قلب دلباخته

pining soul

روح دلباخته

pining love

عشق دلباخته

pining thoughts

افکار دلباخته

pining dreams

رویاهای دلباخته

pining gaze

نگاه دلباخته

pining spirit

روحیه دلباخته

pining memories

خاطرات دلباخته

جملات نمونه

she is pining for her hometown.

او دل باختن برای شهرش را دارد.

he spent years pining over lost love.

او سال‌ها دل باخته عشق از دست رفته بود.

the dog was pining for its owner.

سگ دل باخته صاحبش بود.

after the breakup, she found herself pining for his presence.

پس از جدایی، متوجه شد که دل باخته حضور اوست.

he was pining for adventure and excitement.

او دل باخته ماجراجویی و هیجان بود.

many students are pining for summer vacation.

بسیاری از دانش آموزان دل باخته تعطیلات تابستانی هستند.

she sat by the window, pining for the past.

او کنار پنجره نشست و دل باخته گذشته بود.

he is pining for a chance to travel again.

او دل باخته فرصتی برای سفر مجدد است.

they were pining for a reunion with old friends.

آنها دل باخته یک دیدار مجدد با دوستان قدیمی بودند.

she is pining for the days of her youth.

او دل باخته روزهای جوانی خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید