pining away
در حال زوال
pining for you
دلباخته تو بودن
pining heart
قلب دلباخته
pining soul
روح دلباخته
pining love
عشق دلباخته
pining thoughts
افکار دلباخته
pining dreams
رویاهای دلباخته
pining gaze
نگاه دلباخته
pining spirit
روحیه دلباخته
pining memories
خاطرات دلباخته
she is pining for her hometown.
او دل باختن برای شهرش را دارد.
he spent years pining over lost love.
او سالها دل باخته عشق از دست رفته بود.
the dog was pining for its owner.
سگ دل باخته صاحبش بود.
after the breakup, she found herself pining for his presence.
پس از جدایی، متوجه شد که دل باخته حضور اوست.
he was pining for adventure and excitement.
او دل باخته ماجراجویی و هیجان بود.
many students are pining for summer vacation.
بسیاری از دانش آموزان دل باخته تعطیلات تابستانی هستند.
she sat by the window, pining for the past.
او کنار پنجره نشست و دل باخته گذشته بود.
he is pining for a chance to travel again.
او دل باخته فرصتی برای سفر مجدد است.
they were pining for a reunion with old friends.
آنها دل باخته یک دیدار مجدد با دوستان قدیمی بودند.
she is pining for the days of her youth.
او دل باخته روزهای جوانی خود است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید