pisser

[ایالات متحده]/ˈpɪsə(r)/
[بریتانیا]/ˈpɪsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که پیشاب می‌کند؛ (آمریکایی، غیررسمی) چیزی دشوار یا ناراحت کننده؛ (آمریکایی، غیررسمی) پسری شیطنت‌کش.
شکل‌های واژه
جمعpissers

جملات نمونه

what a pisser that we lost the game in the last minute.

چه چیز بدی که ما بازی را در لحظه آخر از دست دادیم.

it's a real pisser that the concert got cancelled.

این واقعاً یک چیز بد است که کنسرت لغو شد.

he's such a pisser, always complaining about everything.

او چنین فردی است، همیشه درباره هر چیز شکایت می کند.

that exam was a real pisser.

آن آزمون واقعاً یک چیز بد بود.

i hate being stuck in traffic, it's such a pisser.

من از گیر کردن در ترافیک نفرت می کنم، این چنین چیز بدی است.

the weather ruined our picnic, what a pisser.

آب و هوا پیک نیک ما را نابود کرد، چه چیز بدی.

finding a parking spot is always a pisser in this city.

یافتن یک جای پارک کردن در این شهر همیشه یک چیز بد است.

it's a pisser that i forgot my keys again.

این یک چیز بد است که دوباره کلیدهایم را فراموش کردم.

waiting in line is such a pisser.

در صف ایستادن چنین چیز بدی است.

that news story was a real pisser.

آن گزارش خبری واقعاً یک چیز بد بود.

cleaning the bathroom is my least favorite pisser of a task.

پاک کردن حمام کمترین کاری است که من دوست ندارم.

what a pisser, i just missed the bus.

چه چیز بد، من فقط اتوبوس را از دست دادم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید