pitifulness

[ایالات متحده]/ˈpɪtɪfəl nəs/
[بریتانیا]/ˈpɪtɪfəl nəs/

ترجمه

n.قابل ترحمی

عبارات و ترکیب‌ها

such pitifulness

این همه رقت‌انگیزی

complete pitifulness

افتضاح کامل

utter pitifulness

افتضاح مطلق

pure pitifulness

رتت‌انگیزی محض

his pitifulness

رتت‌انگیزی او

feel pitifulness

احساس رقت کردن

show pitifulness

نشان دادن رقت

in pitifulness

در رقت‌انگیزی

depth of pitifulness

عمق رقت‌انگیزی

what pitifulness

چه رقت‌انگیزی

جملات نمونه

the pitifulness of the abandoned puppy made me want to take it home.

وضعیت اسف‌انگیز سگ ولگرد او را به گریه انداخت.

she couldn't ignore the pitifulness in his eyes.

او نتوانست وضعیت دل‌خراش چشم‌های گدا را نادیده بگیرد.

the pitifulness of the situation was evident to everyone.

وضعیت اسف‌بار ساختمان متروکه برای همه آشکار بود.

he felt the pitifulness of his own circumstances.

او احساس عمیق ترحم نسبت به بی‌خانمان‌ها داشت.

the pitifulness of the homeless man's condition shocked passersby.

وضعیت żałosny بهانه‌اش برای همه روشن بود.

the movie depicted the pitifulness of war victims.

شرایط زندگی پناهندگان ما را شوکه کرد.

her pitifulness was apparent when she started crying.

فیلم وضعیت اسفناک تأثیر جنگ بر کودکان را نشان داد.

the pitifulness of the stray cat's meow drew attention.

عدم کمک او وضعیت شرم‌آور شخصیتش را نشان داد.

we were moved by the pitifulness of the orphan's story.

وضعیت دل‌خراش این وضعیت خواستار اقدام فوری بود.

the pitifulness of his plea touched our hearts.

فیلم‌های مستند اغلب وضعیت اسف‌انگیز فقر را بررسی می‌کنند.

the pitifulness of the refugees' situation is heartbreaking.

با وجود ثروتش، وضعیت خاصی از دل‌تنگی در زندگی تنهایش وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید