planning-wise, it's solid.
از نظر برنامهریزی، آن جامد است.
planning-wise, we're good.
از نظر برنامهریزی، ما خوب هستیم.
planning-wise, consider this.
از نظر برنامهریزی، این را در نظر بگیرید.
planning-wise, be flexible.
از نظر برنامهریزی، انعطافپذیر باشید.
planning-wise, it's complex.
از نظر برنامهریزی، آن پیچیده است.
planning-wise, a challenge.
از نظر برنامهریزی، یک چالش.
planning-wise, no issues.
از نظر برنامهریزی، هیچ مشکلی نیست.
planning-wise, let's review.
از نظر برنامهریزی، بازبینی کنیم.
planning-wise, stay focused.
از نظر برنامهریزی، متمرکز بمانید.
planning-wise, it works.
از نظر برنامهریزی، آن کار میکند.
we need to be more proactive planning-wise to avoid last-minute scrambles.
ما باید در زمینه برنامهریزی فعالتر باشیم تا از بروز هیاهو در آخر لحظه جلوگیری کنیم.
from a marketing perspective, the campaign was strong, but planning-wise, it was lacking.
از نظر بازاریابی، حملهای قوی بود، اما در زمینه برنامهریزی کمبود داشت.
the project succeeded largely thanks to meticulous planning-wise preparation.
پروژه به درجات زیادی به دلیل آمادگی دقیق در زمینه برنامهریزی موفق شد.
planning-wise, the team's approach was surprisingly well-organized.
در زمینه برنامهریزی، رویکرد تیم به طور شگفتآوری خوب سازماندهی شده بود.
financially, the venture is risky, but planning-wise, it has potential.
از نظر مالی، این پیشنهاد خطرناک است، اما در زمینه برنامهریزی پتانسیل دارد.
logistically, it's challenging, but planning-wise, we can make it work.
از نظر لجستیک، چالشبرانگیز است، اما در زمینه برنامهریزی میتوانیم آن را به انجام برسانیم.
the event's success hinged on careful planning-wise execution.
موفقیت رویداد به اجرای دقیق در زمینه برنامهریزی بستگی داشت.
operationally, things were chaotic, but planning-wise, the strategy was sound.
از نظر عملیاتی، امور خشونتآمیز بود، اما در زمینه برنامهریزی، استراتژی منطقی بود.
resource allocation needs review; we're deficient planning-wise in that area.
تقسیمبندی منابع نیاز به بررسی دارد؛ ما در این زمینه در زمینه برنامهریزی کمبود داریم.
the initial proposal was flawed, but we improved it significantly planning-wise.
پیشنهاد اولیه معیوب بود، اما ما آن را به طور قابل توجهی در زمینه برنامهریزی بهبود دادیم.
even with limited resources, we can succeed if we're smart planning-wise.
حتی با منابع محدود، اگر در زمینه برنامهریزی باهوش باشیم میتوانیم موفق شویم.
planning-wise, it's solid.
از نظر برنامهریزی، آن جامد است.
planning-wise, we're good.
از نظر برنامهریزی، ما خوب هستیم.
planning-wise, consider this.
از نظر برنامهریزی، این را در نظر بگیرید.
planning-wise, be flexible.
از نظر برنامهریزی، انعطافپذیر باشید.
planning-wise, it's complex.
از نظر برنامهریزی، آن پیچیده است.
planning-wise, a challenge.
از نظر برنامهریزی، یک چالش.
planning-wise, no issues.
از نظر برنامهریزی، هیچ مشکلی نیست.
planning-wise, let's review.
از نظر برنامهریزی، بازبینی کنیم.
planning-wise, stay focused.
از نظر برنامهریزی، متمرکز بمانید.
planning-wise, it works.
از نظر برنامهریزی، آن کار میکند.
we need to be more proactive planning-wise to avoid last-minute scrambles.
ما باید در زمینه برنامهریزی فعالتر باشیم تا از بروز هیاهو در آخر لحظه جلوگیری کنیم.
from a marketing perspective, the campaign was strong, but planning-wise, it was lacking.
از نظر بازاریابی، حملهای قوی بود، اما در زمینه برنامهریزی کمبود داشت.
the project succeeded largely thanks to meticulous planning-wise preparation.
پروژه به درجات زیادی به دلیل آمادگی دقیق در زمینه برنامهریزی موفق شد.
planning-wise, the team's approach was surprisingly well-organized.
در زمینه برنامهریزی، رویکرد تیم به طور شگفتآوری خوب سازماندهی شده بود.
financially, the venture is risky, but planning-wise, it has potential.
از نظر مالی، این پیشنهاد خطرناک است، اما در زمینه برنامهریزی پتانسیل دارد.
logistically, it's challenging, but planning-wise, we can make it work.
از نظر لجستیک، چالشبرانگیز است، اما در زمینه برنامهریزی میتوانیم آن را به انجام برسانیم.
the event's success hinged on careful planning-wise execution.
موفقیت رویداد به اجرای دقیق در زمینه برنامهریزی بستگی داشت.
operationally, things were chaotic, but planning-wise, the strategy was sound.
از نظر عملیاتی، امور خشونتآمیز بود، اما در زمینه برنامهریزی، استراتژی منطقی بود.
resource allocation needs review; we're deficient planning-wise in that area.
تقسیمبندی منابع نیاز به بررسی دارد؛ ما در این زمینه در زمینه برنامهریزی کمبود داریم.
the initial proposal was flawed, but we improved it significantly planning-wise.
پیشنهاد اولیه معیوب بود، اما ما آن را به طور قابل توجهی در زمینه برنامهریزی بهبود دادیم.
even with limited resources, we can succeed if we're smart planning-wise.
حتی با منابع محدود، اگر در زمینه برنامهریزی باهوش باشیم میتوانیم موفق شویم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید