planning-wise

[ایالات متحده]/[ˈplænɪŋ waɪz]/
[بریتانیا]/[ˈplænɪŋ waɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که برنامه‌ریزی را در نظر می‌گیرد یا به آن مربوط است؛ از منظر برنامه‌ریزی.

عبارات و ترکیب‌ها

planning-wise, it's solid.

از نظر برنامه‌ریزی، آن جامد است.

planning-wise, we're good.

از نظر برنامه‌ریزی، ما خوب هستیم.

planning-wise, consider this.

از نظر برنامه‌ریزی، این را در نظر بگیرید.

planning-wise, be flexible.

از نظر برنامه‌ریزی، انعطاف‌پذیر باشید.

planning-wise, it's complex.

از نظر برنامه‌ریزی، آن پیچیده است.

planning-wise, a challenge.

از نظر برنامه‌ریزی، یک چالش.

planning-wise, no issues.

از نظر برنامه‌ریزی، هیچ مشکلی نیست.

planning-wise, let's review.

از نظر برنامه‌ریزی، بازبینی کنیم.

planning-wise, stay focused.

از نظر برنامه‌ریزی، متمرکز بمانید.

planning-wise, it works.

از نظر برنامه‌ریزی، آن کار می‌کند.

جملات نمونه

we need to be more proactive planning-wise to avoid last-minute scrambles.

ما باید در زمینه برنامه‌ریزی فعال‌تر باشیم تا از بروز هیاهو در آخر لحظه جلوگیری کنیم.

from a marketing perspective, the campaign was strong, but planning-wise, it was lacking.

از نظر بازاریابی، حمله‌ای قوی بود، اما در زمینه برنامه‌ریزی کمبود داشت.

the project succeeded largely thanks to meticulous planning-wise preparation.

پروژه به درجات زیادی به دلیل آمادگی دقیق در زمینه برنامه‌ریزی موفق شد.

planning-wise, the team's approach was surprisingly well-organized.

در زمینه برنامه‌ریزی، رویکرد تیم به طور شگفت‌آوری خوب سازماندهی شده بود.

financially, the venture is risky, but planning-wise, it has potential.

از نظر مالی، این پیشنهاد خطرناک است، اما در زمینه برنامه‌ریزی پتانسیل دارد.

logistically, it's challenging, but planning-wise, we can make it work.

از نظر لجستیک، چالش‌برانگیز است، اما در زمینه برنامه‌ریزی می‌توانیم آن را به انجام برسانیم.

the event's success hinged on careful planning-wise execution.

موفقیت رویداد به اجرای دقیق در زمینه برنامه‌ریزی بستگی داشت.

operationally, things were chaotic, but planning-wise, the strategy was sound.

از نظر عملیاتی، امور خشونت‌آمیز بود، اما در زمینه برنامه‌ریزی، استراتژی منطقی بود.

resource allocation needs review; we're deficient planning-wise in that area.

تقسیم‌بندی منابع نیاز به بررسی دارد؛ ما در این زمینه در زمینه برنامه‌ریزی کمبود داریم.

the initial proposal was flawed, but we improved it significantly planning-wise.

پیشنهاد اولیه معیوب بود، اما ما آن را به طور قابل توجهی در زمینه برنامه‌ریزی بهبود دادیم.

even with limited resources, we can succeed if we're smart planning-wise.

حتی با منابع محدود، اگر در زمینه برنامه‌ریزی باهوش باشیم می‌توانیم موفق شویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید