playacts roles
اجرا نقشها
playacts scenes
اجرا صحنهها
playacts emotions
اجرا احساسات
playacts characters
اجرا شخصیتها
playacts drama
اجرا درام
playacts comedy
اجرا کمدی
playacts stories
اجرا داستانها
playacts fantasies
اجرا فانتزیها
playacts moments
اجرا لحظهها
playacts situations
اجرا موقعیتها
she often playacts in front of the mirror.
او اغلب در مقابل آینه نقش بازی میکند.
children love to playact their favorite movie scenes.
بچهها عاشق ایفای نقش صحنههای مورد علاقه فیلمشان هستند.
he playacts as a superhero during the school play.
او در طول نمایش مدرسه نقش یک ابرقهرمان را بازی میکند.
they often playact different characters during drama class.
آنها اغلب در طول کلاس نمایش، نقشهای مختلف را بازی میکنند.
the kids playact a family dinner with their toys.
بچهها یک شام خانوادگی با اسباببازیهایشان نقش بازی میکنند.
she loves to playact as a famous singer.
او عاشق ایفای نقش یک خواننده مشهور است.
during the workshop, participants will playact various scenarios.
در طول کارگاه، شرکتکنندگان سناریوهای مختلف را نقشآفرینی خواهند کرد.
he playacts the role of a detective in the mystery game.
او نقش یک کارآگاه را در بازی معمایی بازی میکند.
they playact a negotiation to practice their skills.
آنها یک مذاکره را برای تمرین مهارتهای خود نقشآفرینی میکنند.
she enjoys playacting different emotions on stage.
او از ایفای نقش احساسات مختلف روی صحنه لذت میبرد.
playacts roles
اجرا نقشها
playacts scenes
اجرا صحنهها
playacts emotions
اجرا احساسات
playacts characters
اجرا شخصیتها
playacts drama
اجرا درام
playacts comedy
اجرا کمدی
playacts stories
اجرا داستانها
playacts fantasies
اجرا فانتزیها
playacts moments
اجرا لحظهها
playacts situations
اجرا موقعیتها
she often playacts in front of the mirror.
او اغلب در مقابل آینه نقش بازی میکند.
children love to playact their favorite movie scenes.
بچهها عاشق ایفای نقش صحنههای مورد علاقه فیلمشان هستند.
he playacts as a superhero during the school play.
او در طول نمایش مدرسه نقش یک ابرقهرمان را بازی میکند.
they often playact different characters during drama class.
آنها اغلب در طول کلاس نمایش، نقشهای مختلف را بازی میکنند.
the kids playact a family dinner with their toys.
بچهها یک شام خانوادگی با اسباببازیهایشان نقش بازی میکنند.
she loves to playact as a famous singer.
او عاشق ایفای نقش یک خواننده مشهور است.
during the workshop, participants will playact various scenarios.
در طول کارگاه، شرکتکنندگان سناریوهای مختلف را نقشآفرینی خواهند کرد.
he playacts the role of a detective in the mystery game.
او نقش یک کارآگاه را در بازی معمایی بازی میکند.
they playact a negotiation to practice their skills.
آنها یک مذاکره را برای تمرین مهارتهای خود نقشآفرینی میکنند.
she enjoys playacting different emotions on stage.
او از ایفای نقش احساسات مختلف روی صحنه لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید