pokings

[ایالات متحده]/ˈpəʊkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpoʊkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فعل حال استمراری از poke؛ به معنی زدن یا چنگ زدن؛ به هم زدن یا هل دادن؛ به معنای برقراری رابطه جنسی با کسی

عبارات و ترکیب‌ها

poking fun

خنده مایه گرفتن

poking around

جستجو کردن

poking holes

ایجاد سوراخ

poking at

آزار دادن

poking fingers

انگشت‌گذاری

poking eyes

چشم‌انداز

poking sticks

چوب‌بازی

poking nose

دست زدن به بینی

جملات نمونه

the child was poking at the cake with a fork.

کودک با چنگال به کیک دست می‌زد.

she kept poking him to get his attention.

او مدام او را می‌زد تا توجه او را جلب کند.

he was poking fun at his friend's new haircut.

او از مدل موی جدید دوستش شوخی می‌کرد.

the cat was poking its nose into everything.

گربه بینی خود را به همه چیز می‌زد.

stop poking around in my things!

دست از جستجو در وسایل من بردارید!

she was poking her head out of the window.

او سرش را از پنجره بیرون می‌زد.

he was poking at the screen trying to fix the issue.

او سعی کرد مشکل را رفع کند و صفحه را دست می‌زد.

the kids were poking sticks into the sand.

بچه‌ها چوب‌ها را در ماسه می‌زدند.

they were poking around the old house looking for treasure.

آنها در حال جستجو در خانه قدیمی برای یافتن گنج بودند.

she gave him a gentle poke to wake him up.

او برای بیدار کردنش، به آرامی او را دست زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید