ponycart

[ایالات متحده]/ˈpəʊniˌkɑːt/
[بریتانیا]/ˈpoʊniˌkɑrt/

ترجمه

n. یک کارت کوچک که توسط یک گوسفند کشیده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعponycarts

عبارات و ترکیب‌ها

the ponycart

کارت گوشتی

old ponycart

کارت گوشتی قدیمی

ponycart driver

راننده کارت گوشتی

drive the ponycart

کارت گوشتی را بچرخان

pull the ponycart

کارت گوشتی را بکش

a broken ponycart

یک کارت گوشتی معیوب

wooden ponycart

کارت گوشتی چوبی

ponycart wheel

چرخ کارت گوشتی

ponycart ride

سوار کارت گوشتی

load the ponycart

کارت گوشتی را بارگذاری کن

جملات نمونه

the children enjoyed a ponycart ride through the park.

کودکان از راندن یک اسب کارت در پارک لذت بردند.

we rented a ponycart to explore the countryside.

ما یک اسب کارت را اجاره کردیم تا روستاها را کاوش کنیم.

the old wooden ponycart looked charming in the sunlight.

اسب کارت چوبی قدیمی در نور خورشید زیبایی داشت.

a ponycart race was held at the village festival.

یک مسابقه اسب کارت در جشن روستا برگزار شد.

the ponycart was pulled by a gentle pony.

اسب کارت توسط یک اسب مهربان کشیده شد.

tourists often take a ponycart tour of the historic district.

گردشگران اغلب یک گردش اسب کارت در منطقه تاریخی می‌گیرند.

the ponycart track winds through the forest.

مسیر اسب کارت از طریق جنگل می‌گذرد.

parents watched their kids riding the ponycart safely.

والدین دیدند که کودکانشان به امان اسب کارت را می‌ریدند.

the ponycart was decorated with colorful flowers for the wedding.

اسب کارت با گل‌های رنگارنگ برای ازدواج زیبایی گذاری شد.

we hired a ponycart for the special occasion.

ما یک اسب کارت را برای موقعیت ویژه استخدام کردیم.

the ponycart wobbled slightly on the uneven path.

اسب کارت کمی روی مسیر ناهموار لرزید.

local farmers use ponycarts to transport goods.

کشاورزان محلی از اسب کارت‌ها برای حمل کالا استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید