| جمع | ponycarts |
the ponycart
کارت گوشتی
old ponycart
کارت گوشتی قدیمی
ponycart driver
راننده کارت گوشتی
drive the ponycart
کارت گوشتی را بچرخان
pull the ponycart
کارت گوشتی را بکش
a broken ponycart
یک کارت گوشتی معیوب
wooden ponycart
کارت گوشتی چوبی
ponycart wheel
چرخ کارت گوشتی
ponycart ride
سوار کارت گوشتی
load the ponycart
کارت گوشتی را بارگذاری کن
the children enjoyed a ponycart ride through the park.
کودکان از راندن یک اسب کارت در پارک لذت بردند.
we rented a ponycart to explore the countryside.
ما یک اسب کارت را اجاره کردیم تا روستاها را کاوش کنیم.
the old wooden ponycart looked charming in the sunlight.
اسب کارت چوبی قدیمی در نور خورشید زیبایی داشت.
a ponycart race was held at the village festival.
یک مسابقه اسب کارت در جشن روستا برگزار شد.
the ponycart was pulled by a gentle pony.
اسب کارت توسط یک اسب مهربان کشیده شد.
tourists often take a ponycart tour of the historic district.
گردشگران اغلب یک گردش اسب کارت در منطقه تاریخی میگیرند.
the ponycart track winds through the forest.
مسیر اسب کارت از طریق جنگل میگذرد.
parents watched their kids riding the ponycart safely.
والدین دیدند که کودکانشان به امان اسب کارت را میریدند.
the ponycart was decorated with colorful flowers for the wedding.
اسب کارت با گلهای رنگارنگ برای ازدواج زیبایی گذاری شد.
we hired a ponycart for the special occasion.
ما یک اسب کارت را برای موقعیت ویژه استخدام کردیم.
the ponycart wobbled slightly on the uneven path.
اسب کارت کمی روی مسیر ناهموار لرزید.
local farmers use ponycarts to transport goods.
کشاورزان محلی از اسب کارتها برای حمل کالا استفاده میکنند.
the ponycart
کارت گوشتی
old ponycart
کارت گوشتی قدیمی
ponycart driver
راننده کارت گوشتی
drive the ponycart
کارت گوشتی را بچرخان
pull the ponycart
کارت گوشتی را بکش
a broken ponycart
یک کارت گوشتی معیوب
wooden ponycart
کارت گوشتی چوبی
ponycart wheel
چرخ کارت گوشتی
ponycart ride
سوار کارت گوشتی
load the ponycart
کارت گوشتی را بارگذاری کن
the children enjoyed a ponycart ride through the park.
کودکان از راندن یک اسب کارت در پارک لذت بردند.
we rented a ponycart to explore the countryside.
ما یک اسب کارت را اجاره کردیم تا روستاها را کاوش کنیم.
the old wooden ponycart looked charming in the sunlight.
اسب کارت چوبی قدیمی در نور خورشید زیبایی داشت.
a ponycart race was held at the village festival.
یک مسابقه اسب کارت در جشن روستا برگزار شد.
the ponycart was pulled by a gentle pony.
اسب کارت توسط یک اسب مهربان کشیده شد.
tourists often take a ponycart tour of the historic district.
گردشگران اغلب یک گردش اسب کارت در منطقه تاریخی میگیرند.
the ponycart track winds through the forest.
مسیر اسب کارت از طریق جنگل میگذرد.
parents watched their kids riding the ponycart safely.
والدین دیدند که کودکانشان به امان اسب کارت را میریدند.
the ponycart was decorated with colorful flowers for the wedding.
اسب کارت با گلهای رنگارنگ برای ازدواج زیبایی گذاری شد.
we hired a ponycart for the special occasion.
ما یک اسب کارت را برای موقعیت ویژه استخدام کردیم.
the ponycart wobbled slightly on the uneven path.
اسب کارت کمی روی مسیر ناهموار لرزید.
local farmers use ponycarts to transport goods.
کشاورزان محلی از اسب کارتها برای حمل کالا استفاده میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید