pouched

[ایالات متحده]/paʊtʃt/
[بریتانیا]/paʊtʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کیسه‌دار; به شکل کیسه

عبارات و ترکیب‌ها

pouched animal

حیوان کیسه‌دار

pouched fruit

میوه بسته‌بندی شده

pouched goods

کالا‌های بسته‌بندی شده

pouched snack

میان‌وعده بسته‌بندی شده

pouched packaging

بسته‌بندی کیسه‌ای

pouched tea

چای کیسه‌ای

pouched coffee

قهوه کیسه‌ای

pouched soup

سوپ کیسه‌ای

pouched candy

شیرینی کیسه‌ای

pouched nuts

آجیل بسته‌بندی شده

جملات نمونه

the kangaroo has a pouched baby.

کنگورو دارای یک توله دوجغه‌ای است.

she pouched her phone in her bag.

او تلفن همراه خود را در کیف خود قرار داد.

the bird pouched its eggs safely.

پرنده به طور ایمن تخم‌های خود را در لانه قرار داد.

he pouched the money in his wallet.

او پول را در کیف پول خود قرار داد.

they pouched the snacks for the trip.

آنها میان وعده‌ها را برای سفر آماده کردند.

the pouch is designed to keep items secure.

کیف برای نگهداری ایمن وسایل طراحی شده است.

she pouched the letter before sending it.

او قبل از ارسال نامه آن را در جای امن قرار داد.

he pouched the documents carefully.

او اسناد را با دقت در جای امن قرار داد.

the pouched fruit was easy to carry.

میوه در کیسه حمل آن آسان بود.

they found a pouched animal in the forest.

آنها یک حیوان کیسه‌دار در جنگل پیدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید