previse the future
پیشبینی آینده
previse potential issues
پیشبینی مشکلات احتمالی
previse market trends
پیشبینی روند بازار
previse financial risks
پیشبینی ریسکهای مالی
previse project outcomes
پیشبینی نتایج پروژه
previse technological changes
پیشبینی تغییرات فناوری
previse customer needs
پیشبینی نیازهای مشتری
previse strategic moves
پیشبینی اقدامات استراتژیک
previse economic shifts
پیشبینی تغییرات اقتصادی
previse regulatory changes
پیشبینی تغییرات قانونی
it is important to previse potential risks in a project.
در یک پروژه، پیشبینی ریسکهای احتمالی مهم است.
we need to previse the weather conditions for our trip.
ما باید شرایط آب و هوایی سفر خود را پیشبینی کنیم.
experts can previse economic trends based on current data.
متخصصان میتوانند با توجه به دادههای فعلی، روندها اقتصادی را پیشبینی کنند.
she tried to previse the outcome of the negotiations.
او سعی کرد نتیجه مذاکرات را پیشبینی کند.
to previse future challenges, we must analyze past experiences.
برای پیشبینی چالشهای آینده، باید تجربیات گذشته را تجزیه و تحلیل کنیم.
they could not previse the impact of the new policy.
آنها نمیتوانستند تأثیر سیاست جدید را پیشبینی کنند.
it’s difficult to previse how technology will evolve.
پیشبینی اینکه فناوری چگونه تکامل مییابد، دشوار است.
he attempted to previse the reactions of the audience.
او سعی کرد واکنشهای مخاطبان را پیشبینی کند.
good leaders can previse changes in the market.
رهبران خوب میتوانند تغییرات در بازار را پیشبینی کنند.
we must previse the challenges we may face during implementation.
ما باید چالشهایی را که ممکن است در طول اجرا با آنها مواجه شویم، پیشبینی کنیم.
previse the future
پیشبینی آینده
previse potential issues
پیشبینی مشکلات احتمالی
previse market trends
پیشبینی روند بازار
previse financial risks
پیشبینی ریسکهای مالی
previse project outcomes
پیشبینی نتایج پروژه
previse technological changes
پیشبینی تغییرات فناوری
previse customer needs
پیشبینی نیازهای مشتری
previse strategic moves
پیشبینی اقدامات استراتژیک
previse economic shifts
پیشبینی تغییرات اقتصادی
previse regulatory changes
پیشبینی تغییرات قانونی
it is important to previse potential risks in a project.
در یک پروژه، پیشبینی ریسکهای احتمالی مهم است.
we need to previse the weather conditions for our trip.
ما باید شرایط آب و هوایی سفر خود را پیشبینی کنیم.
experts can previse economic trends based on current data.
متخصصان میتوانند با توجه به دادههای فعلی، روندها اقتصادی را پیشبینی کنند.
she tried to previse the outcome of the negotiations.
او سعی کرد نتیجه مذاکرات را پیشبینی کند.
to previse future challenges, we must analyze past experiences.
برای پیشبینی چالشهای آینده، باید تجربیات گذشته را تجزیه و تحلیل کنیم.
they could not previse the impact of the new policy.
آنها نمیتوانستند تأثیر سیاست جدید را پیشبینی کنند.
it’s difficult to previse how technology will evolve.
پیشبینی اینکه فناوری چگونه تکامل مییابد، دشوار است.
he attempted to previse the reactions of the audience.
او سعی کرد واکنشهای مخاطبان را پیشبینی کند.
good leaders can previse changes in the market.
رهبران خوب میتوانند تغییرات در بازار را پیشبینی کنند.
we must previse the challenges we may face during implementation.
ما باید چالشهایی را که ممکن است در طول اجرا با آنها مواجه شویم، پیشبینی کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید