proceding

[ایالات متحده]/prəˈsiːdɪŋ/
[بریتانیا]/proʊˈsiːdɪŋ/

ترجمه

n. یک عمل یا مسیر اقدام؛ یک اقدام.
v. صورت مفعولی و مفعول نامحسوس از "proceed"؛ ادامه دادن پس از توقف.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

we are proceeding with the project as scheduled.

ما به برنامه‌ریزی شده پروژه ادامه می‌دهیم.

the meeting proceeded smoothly without any issues.

جلسه بدون هیچ مشکلی به صورت گرامی ادامه یافت.

he proceeded to explain the details of the plan.

او به توضیح جزئیات برنامه پرداخت.

the legal proceeding will begin next month.

عملیات حقوقی ماه آینده شروع خواهد شد.

they proceeded cautiously along the mountain path.

آن‌ها با احتیاط در مسیر کوه‌پیمایی پیش رفتند.

we are proceeding from the assumption that the data is correct.

ما از فرضیه‌ای که داده‌ها درست هستند، ادامه می‌دهیم.

the construction is proceeding ahead of schedule.

ساخت و ساز پیش از زمان پیش می‌رود.

please proceed with your presentation.

لطفاً با ارائه‌تان ادامه دهید.

the experiment proceeded according to the protocol.

آزمایش بر اساس پروتکل انجام شد.

she proceeded stepwise through the problem.

او به صورت گام به گام از مساله عبور کرد.

the team is proceeding with the investigation.

تیم با انجام تحقیق ادامه می‌دهد.

the meeting proceeded in an orderly manner.

جلسه به صورت منظم ادامه یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید