puissance

[ایالات متحده]/ˈpjuːɪsəns/
[بریتانیا]/ˈpjuːɪsəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قدرت؛ تأثیر؛ اقتدار؛ توانایی اسب برای پرش از موانع
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

puissance maximale

حداکثر توان

puissance nominale

توان اسمی

puissance électrique

توان الکتریکی

puissance de feu

توان آتش

puissance mécanique

توان مکانیکی

puissance absorbée

توان جذب شده

puissance acoustique

توان آکوستیک

puissance de sortie

توان خروجی

puissance utile

توان مفید

puissance apparente

توان ظاهری

جملات نمونه

her puissance in the industry is well recognized.

قدرت او در صنعت به خوبی شناخته شده است.

the team displayed great puissance during the match.

تیم در طول مسابقه قدرت فوق العاده ای نشان داد.

he spoke with puissance, convincing everyone of his ideas.

او با قدرت صحبت کرد و همه را از ایده هایش متقاعد کرد.

the puissance of the new engine is impressive.

قدرت موتور جدید впечатляющий است.

they harnessed the puissance of the wind to generate energy.

آنها از قدرت باد برای تولید انرژی استفاده کردند.

her artistic puissance was evident in the exhibition.

قدرت هنری او در نمایشگاه آشکار بود.

the puissance of his argument left no room for doubt.

قدرت استدلال او جا برای تردید باقی نگذاشت.

we need to understand the puissance of our resources.

ما باید قدرت منابع خود را درک کنیم.

the puissance of the storm caused significant damage.

قدرت طوفان باعث خسارت قابل توجهی شد.

her leadership has a unique puissance that inspires others.

رهبری او دارای قدرتی منحصر به فرد است که دیگران را الهام بخش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید