pullout

[ایالات متحده]/ˈpʊl.aʊt/
[بریتانیا]/ˈpʊl.aʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل عقب‌نشینی یا پس‌نشینی؛ بخشی که حذف یا کشیده می‌شود؛ فرایند ترک یا خروج

عبارات و ترکیب‌ها

pullout couch

مبل کشویی

pullout drawer

کشوی کشویی

pullout menu

منوی کشویی

pullout bed

تخت خواب کشویی

pullout section

بخش کشویی

pullout shelf

قفسه کشویی

pullout map

نقشه کشویی

pullout guide

راهنمای کشویی

pullout notice

اعلان کشویی

جملات نمونه

the pullout from the agreement surprised everyone.

خروج ناگهانی از توافق، همه را غافلگیر کرد.

they decided to execute a pullout from the project.

آنها تصمیم گرفتند یک خروج از پروژه اجرا کنند.

the pullout of troops was completed ahead of schedule.

خروج سربازان زودتر از موعد مقرر به پایان رسید.

his pullout from the competition was unexpected.

خروج او از مسابقه غیرمنتظره بود.

the pullout strategy was discussed in the meeting.

استراتژی خروج در جلسه مورد بحث قرار گرفت.

many investors were concerned about the pullout of funds.

بسیاری از سرمایه گذاران نگران خروج بودجه بودند.

the company announced a pullout from the market.

شرکت اعلام کرد که از بازار خارج خواهد شد.

the pullout of support left the team in a difficult position.

خروج حمایت، تیم را در موقعیت دشواری قرار داد.

he made a strategic pullout to avoid further losses.

او برای جلوگیری از ضرر بیشتر، یک خروج استراتژیک انجام داد.

the sudden pullout raised questions about the future.

خروج ناگهانی سوالاتی را در مورد آینده مطرح کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید