punctuated

[ایالات متحده]/ˈpʌŋk.tʃu.eɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈpʌŋk.tʃu.eɪ.t̬ɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نشانه‌گذاری در نوشتار; گاهی اوقات چیزی را قطع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

punctuated equilibrium

تعادل ناگهانی

punctuated narrative

روایت ناگهانی

punctuated rhythm

ریتم ناگهانی

punctuated speech

گفتار ناگهانی

punctuated moments

لحظات ناگهانی

punctuated style

سبک ناگهانی

punctuated patterns

الگوهای ناگهانی

punctuated performance

اجرای ناگهانی

punctuated pauses

مکث‌های ناگهانی

punctuated dialogue

گفتگوی ناگهانی

جملات نمونه

the lecture was punctuated by frequent questions from the audience.

سخنرانی با سوالات مکرر از مخاطبان همراه بود.

her speech was punctuated with laughter and applause.

سخنرانی او با خنده و تشویق همراه بود.

the film was punctuated by stunning visuals and a haunting score.

فیلم با جلوه‌های بصری خیره‌کننده و موسیقی متن دلخراش همراه بود.

his writing style is punctuated by vivid imagery.

سبک نویسندگی او با تصاویر زنده همراه است.

the meeting was punctuated by moments of silence.

جلسه با لحظاتی از سکوت همراه بود.

her day was punctuated by unexpected phone calls.

روز او با تماس‌های تلفنی غیرمنتظره همراه بود.

the concert was punctuated by several encores.

اجرا با چندین درخواست برای اجرای مجدد همراه بود.

his presentation was punctuated by interesting anecdotes.

ارائه او با داستان‌های جالب همراه بود.

the story was punctuated with thrilling twists.

داستان با پیچش‌های هیجان‌انگیز همراه بود.

the evening was punctuated by delicious food and good company.

شب با غذای خوشمزه و همراهی خوب همراه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید