queerest

[ایالات متحده]/ˈkwɪərɪst/
[بریتانیا]/ˈkwɪrɪst/

ترجمه

adj. عجیب‌ترین یا غیرمعمول‌ترین؛ زنانه؛ ناراحت‌کننده.

عبارات و ترکیب‌ها

queerest thing

عجیب‌ترین چیز

the queerest sound

عجیب‌ترین صدا

queerest behavior

رفتار عجیب‌ترین

quite queerest

بسیار عجیب‌ترین

finding queerest

یافتن عجیب‌ترین

seemed queerest

به نظر عجیب‌ترین می‌رسید

queerest case

عجیب‌ترین مورد

most queerest

بیشترین عجیب‌ترین

queerest feeling

احساس عجیب‌ترین

truly queerest

واقعاً عجیب‌ترین

جملات نمونه

the quietest village we visited had the queerest traditions.

سکوت‌ترین دهکده‌ای که بازدید کردیم، عجیب‌ترین سنت‌ها را داشت.

he told the queerest stories, full of unbelievable details.

او عجیب‌ترین داستان‌ها را تعریف می‌کرد، پر از جزئیات غیرقابل‌باور.

it was the queerest combination of colors i’d ever seen.

این عجیب‌ترین ترکیبی از رنگ‌هایی بود که تا به حال دیده بودم.

she had the queerest habit of talking to her plants.

او عادت عجیب و غریبی در صحبت کردن با گیاهانش داشت.

the museum displayed the queerest artifacts from ancient cultures.

موزه عجیب‌ترین آثار باستانی را از فرهنگ‌های باستانی به نمایش گذاشت.

he made the queerest face when he heard the news.

وقتی خبر را شنید، چهره‌ی عجیب و غریبی به خود گرفت.

the situation seemed the queerest the more we discussed it.

هر چه بیشتر در مورد آن بحث می‌کردیم، وضعیت عجیب‌تر به نظر می‌رسید.

it was the queerest feeling, like floating in mid-air.

حس عجیبی بود، مثل شناور بودن در هوا.

the house had the queerest layout, with rooms in odd places.

خانه طرح‌بندی عجیبی داشت، با اتاق‌هایی در مکان‌های عجیب.

she asked the queerest questions, always off the beaten path.

او عجیب‌ترین سؤالات را می‌پرسید، همیشه دور از مسیر اصلی.

the film featured the queerest characters imaginable.

فیلم دارای عجیب‌ترین شخصیت‌های قابل تصور بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید