rasped voice
صدای خراشی
rasped edges
لبههای خراشیده
rasped metal
فلز خراشیده
rasped surface
سطح خراشیده
rasped texture
بافت خراشیده
rasped sound
صدای خراش
rasped wood
چوب خراشیده
rasped skin
پوست خراشیده
rasped finish
پوشش خراشیده
rasped guitar
گیتار خراشیده
she rasped out a warning to the hikers.
او با صدایی خشدار، هشداری به کوهنوردان داد.
his voice rasped from too much shouting.
صدای او به دلیل فریادهای زیاد، خشدار شده بود.
the old engine rasped as it struggled to start.
موتور قدیمی در حالی که برای روشن شدن تلاش میکرد، خشدار کار میکرد.
she rasped her way through the tough material.
او با سختی از میان مطالب دشوار عبور کرد.
he rasped his teeth together in frustration.
او از سر ناامیدی دندانهایش را به هم فشرد.
the cat rasped its tongue against its fur.
گربه زبان خود را روی خز خود مالید.
his voice rasped like gravel.
صدای او مانند سنگریزه خشدار بود.
she rasped her breath after the long run.
او بعد از دویدن طولانی، نفس خود را به سختی بیرون داد.
the wind rasped against the windows.
باد در برابر پنجرهها خشدار بود.
he rasped a few words before collapsing.
او قبل از غش کردن، چند کلمه خشدار گفت.
rasped voice
صدای خراشی
rasped edges
لبههای خراشیده
rasped metal
فلز خراشیده
rasped surface
سطح خراشیده
rasped texture
بافت خراشیده
rasped sound
صدای خراش
rasped wood
چوب خراشیده
rasped skin
پوست خراشیده
rasped finish
پوشش خراشیده
rasped guitar
گیتار خراشیده
she rasped out a warning to the hikers.
او با صدایی خشدار، هشداری به کوهنوردان داد.
his voice rasped from too much shouting.
صدای او به دلیل فریادهای زیاد، خشدار شده بود.
the old engine rasped as it struggled to start.
موتور قدیمی در حالی که برای روشن شدن تلاش میکرد، خشدار کار میکرد.
she rasped her way through the tough material.
او با سختی از میان مطالب دشوار عبور کرد.
he rasped his teeth together in frustration.
او از سر ناامیدی دندانهایش را به هم فشرد.
the cat rasped its tongue against its fur.
گربه زبان خود را روی خز خود مالید.
his voice rasped like gravel.
صدای او مانند سنگریزه خشدار بود.
she rasped her breath after the long run.
او بعد از دویدن طولانی، نفس خود را به سختی بیرون داد.
the wind rasped against the windows.
باد در برابر پنجرهها خشدار بود.
he rasped a few words before collapsing.
او قبل از غش کردن، چند کلمه خشدار گفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید