redeployed assets
داراییهای مجدد مستقر شده
redeployed personnel
پرسنل مجدد مستقر شده
redeployed resources
منابع مجدد مستقر شده
redeployed troops
نیروی مجدد مستقر شده
redeployed staff
پرسنل مجدد مستقر شده
redeployed equipment
تجهیزات مجدد مستقر شده
redeployed services
خدمات مجدد مستقر شده
redeployed strategy
استراتژی مجدد مستقر شده
redeployed plan
برنامه مجدد مستقر شده
redeployed units
واحد های مجدد مستقر شده
the company has redeployed its resources to improve efficiency.
شرکت مجدداً منابع خود را برای بهبود کارایی مستقر کرده است.
after the merger, many employees were redeployed to different departments.
پس از ادغام، بسیاری از کارمندان به بخشهای مختلف منتقل شدند.
the military redeployed troops to the border for increased security.
نظاميان مجدداً سربازان را در مرز مستقر كردند تا امنیت افزایش یابد.
due to budget cuts, staff were redeployed to essential projects.
به دلیل کاهش بودجه، کارکنان به پروژه های ضروری منتقل شدند.
the it team redeployed their servers to enhance performance.
تیم فناوری اطلاعات سرورهای خود را برای افزایش عملکرد مجدداً مستقر کرد.
after the crisis, resources were quickly redeployed to affected areas.
پس از بحران، منابع به سرعت به مناطق آسیب دیده منتقل شدند.
employees were redeployed to ensure all tasks were completed on time.
کارکنان برای اطمینان از اتمام همه کارها به موقع منتقل شدند.
the organization redeployed its funds to support new initiatives.
سازمان بودجه خود را برای حمایت از طرح های جدید مجدداً مستقر کرد.
in response to the demand, the company redeployed its workforce.
در پاسخ به تقاضا، شرکت نیروی کار خود را مجدداً مستقر کرد.
to adapt to the changes, many projects were redeployed under new management.
برای سازگاری با تغییرات، بسیاری از پروژه ها تحت مدیریت جدید مجدداً مستقر شدند.
redeployed assets
داراییهای مجدد مستقر شده
redeployed personnel
پرسنل مجدد مستقر شده
redeployed resources
منابع مجدد مستقر شده
redeployed troops
نیروی مجدد مستقر شده
redeployed staff
پرسنل مجدد مستقر شده
redeployed equipment
تجهیزات مجدد مستقر شده
redeployed services
خدمات مجدد مستقر شده
redeployed strategy
استراتژی مجدد مستقر شده
redeployed plan
برنامه مجدد مستقر شده
redeployed units
واحد های مجدد مستقر شده
the company has redeployed its resources to improve efficiency.
شرکت مجدداً منابع خود را برای بهبود کارایی مستقر کرده است.
after the merger, many employees were redeployed to different departments.
پس از ادغام، بسیاری از کارمندان به بخشهای مختلف منتقل شدند.
the military redeployed troops to the border for increased security.
نظاميان مجدداً سربازان را در مرز مستقر كردند تا امنیت افزایش یابد.
due to budget cuts, staff were redeployed to essential projects.
به دلیل کاهش بودجه، کارکنان به پروژه های ضروری منتقل شدند.
the it team redeployed their servers to enhance performance.
تیم فناوری اطلاعات سرورهای خود را برای افزایش عملکرد مجدداً مستقر کرد.
after the crisis, resources were quickly redeployed to affected areas.
پس از بحران، منابع به سرعت به مناطق آسیب دیده منتقل شدند.
employees were redeployed to ensure all tasks were completed on time.
کارکنان برای اطمینان از اتمام همه کارها به موقع منتقل شدند.
the organization redeployed its funds to support new initiatives.
سازمان بودجه خود را برای حمایت از طرح های جدید مجدداً مستقر کرد.
in response to the demand, the company redeployed its workforce.
در پاسخ به تقاضا، شرکت نیروی کار خود را مجدداً مستقر کرد.
to adapt to the changes, many projects were redeployed under new management.
برای سازگاری با تغییرات، بسیاری از پروژه ها تحت مدیریت جدید مجدداً مستقر شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید