reeler

[ایالات متحده]/[ˈriːlər]/
[بریتانیا]/[ˈriːlər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد که فیشینگ لاین را به گردش در می آورد؛ دستگاهی برای پیچیدن فیلم یا تاب یک گردش.
v. فیلم یا تاب را روی یک گردش پیچیدن؛ (چیزی را) در گردش به گردش در آوردن، به ویژه در زمان صید ماهی؛ به گونه ای ناپایدار یا مبهم حرکت یا رفتار کردن.
شکل‌های واژه
جمعreelers

عبارات و ترکیب‌ها

fishing reeler

مکانیک جریان گیر

movie reeler

مکانیک جریان گیر فیلم

old reeler

مکانیک جریان گیر قدیمی

reeler sound

صوت مکانیک جریان گیر

reeler video

ویدیو مکانیک جریان گیر

reeler's turn

دور مکانیک جریان گیر

reeler machine

ماشین مکانیک جریان گیر

جملات نمونه

the old film reel was brittle and cracked.

کمپاس فیلم قدیمی خشک و شکننده بود.

he carefully wound the reel onto the projector.

او با دقت کمپاس را روی پروژکتور پیچید.

the documentary featured stunning footage from a vintage reel.

مستند به نمایش عکس های زیبایی از یک کمپاس قدیمی پرداخت.

she stored the reels in a cool, dark place.

او کمپاس ها را در یک جای خنک و تاریک نگهداری کرد.

the film editor meticulously reviewed each reel.

ویرایشگر فیلم هر کمپاس را با دقت بررسی کرد.

they discovered a lost reel of home movies.

آنها یک کمپاس از فیلم های خانگی گم شده را کشف کردند.

the projector jammed, and the reel stopped spinning.

پروژکتور گیج شد و کمپاس متوقف شد.

he replaced the damaged reel with a new one.

او کمپاس آسیب دیده را با یکی جدید جایگزین کرد.

the museum displayed a collection of antique reels.

موزه مجموعه ای از کمپاس های باستانی را نمایش داد.

the sound quality on the reel was quite poor.

کیفیت صوتی روی کمپاس بسیار بد بود.

she spent hours splicing together the reels.

او ساعت ها وقت خرج کرد تا کمپاس ها را به هم متصل کند.

the film crew transported heavy reels of footage.

تیم فیلم کمپاس های سنگینی از فیلم را حمل کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید