reln

[ایالات متحده]/rɪˈleɪʃən/
[بریتانیا]/rɪˈleɪʃən/

ترجمه

n. تاسیس یا ایجاد چیزی؛ فرایند ایجاد کردن؛ توصیف یا گزارش چیزی که ویژگی‌ها و طبیعت آن را مشخص می‌کند؛ رابطه داده؛ ارتباط یا ارتباط بین عناصر داده در پایگاه داده‌ها
شکل‌های واژه
جمعrelns

جملات نمونه

there is a clear reln between smoking and lung cancer.

بین سیگار کشیدن و سرطان ریه رابطه واضحی وجود دارد.

the study examines the reln between education and income levels.

این مطالعه رابطه بین آموزش و سطح درآمد را مورد بررسی قرار می دهد.

scientists discovered an inverse reln between exercise and stress.

دانشمندان رابطه معکوسی بین ورزش و استرس کشف کردند.

we need to establish a strong reln with our partners.

ما نیاز داریم رابطه قوی‌ای با شریک هایمان برقرار کنیم.

the data shows a linear reln between price and demand.

داده ها نشان می دهند که بین قیمت و تقاضا رابطه خطی وجود دارد.

parents should maintain an open reln with their children.

والدین باید با فرزندانشان رابطه بازی حفظ کنند.

there exists a causal reln between the two variables.

بین دو متغیر رابطه علت و معلولی وجود دارد.

the reln between supply and demand affects market prices.

رابطه بین عرضه و تقاضا قیمت بازار را تحت تأثیر قرار می دهد.

cultural differences can impact the reln between nations.

تفاوت های فرهنگی می تواند رابطه بین کشورها را تحت تأثیر قرار دهد.

the model describes a functional reln between input and output.

این مدل رابطه عملکردی بین ورودی و خروجی را توصیف می کند.

trust is essential for any successful business reln.

اعتماد برای هرگونه رابطه کسب و کار موفقی ضروری است.

they share a reciprocal reln that benefits both parties.

آنها رابطه متقابلی دارند که به هر دو طرف مفید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید