retrodate

[ایالات متحده]/[ˈrɪtrəʊdeɪt]/
[بریتانیا]/[ˈrɪtrəʊdeɪt]/

ترجمه

v. به یک تاریخ قبلی تاریخ دادن؛ تاریخ را به عقب برگرداندن؛ به یک تاریخ قبلی تاریخ دادن؛ تاریخ را به عقب برگرداندن؛ به یک تاریخ قبلی تاریخ دادن؛ تاریخ را به عقب برگرداندن؛ به یک تاریخ قبلی تاریخ دادن؛ تاریخ را به عقب برگرداندن

عبارات و ترکیب‌ها

retrodate events

رویدادهای بازگشت به گذشته

retrodate to 1980

بازگشت به 1980

retrodate application

درخواست بازگشت به گذشته

retrodate payments

پرداخت‌های بازگشت به گذشته

retrodate policy

سیاست بازگشت به گذشته

retrodated salary

حقوق بازگشت به گذشته

retrodate benefits

مزاياي بازگشت به گذشته

retrodate contract

قرارداد بازگشت به گذشته

retrodate changes

تغییرات بازگشت به گذشته

retrodate eligibility

صلاحیت بازگشت به گذشته

جملات نمونه

we need to retrodate the contract to january 1st to match the initial agreement.

لازم است قرارداد را به ۱ ژانویه بازگویی کنیم تا با توافق اولیه مطابقت داشته باشد.

the software update automatically retrodates the user's profile to the previous version.

به‌روزرسانی نرم‌افزار به‌طور خودکار پروفایل کاربر را به نسخه قبلی بازگویی می‌کند.

the auditor requested we retrodate the expense reports to the correct fiscal period.

auditor درخواست کرد تا گزارش‌های هزینه را به دوره مالی درست بازگویی کنیم.

the company decided to retrodate the employee's start date for benefits eligibility.

شرکت تصمیم گرفت تاریخ شروع کار کارمند را به‌طور بازگویی کند تا صلاحیت دریافت مزایا را داشته باشد.

the legal team will retrodate the documents to align with the court's timeline.

تیم حقوقی قصد دارد اسناد را به‌طور بازگویی کند تا با زمانبندی دادگاه هماهنگ شود.

it's important to retrodate the sales figures to reflect the previous quarter's performance.

مهم است که ارقام فروش را به‌طور بازگویی کنیم تا عملکرد نیم‌سال گذشته را نشان دهد.

the system allows you to retrodate transactions for accurate financial reporting.

سیستم به شما امکان می‌دهد تراکنش‌ها را به‌طور بازگویی کنید تا گزارش‌های مالی دقیق تری ارائه شود.

we retrodated the project timeline to account for unforeseen delays.

ما زمانبندی پروژه را به‌طور بازگویی کردیم تا با تاخیرهای غیرمنتظره حساب کنیم.

the insurance claim required us to retrodate the policy to cover the incident.

این پرونده بیمه از ما خواست که قرارداد را به‌طور بازگویی کنیم تا حادثه را پوشش دهد.

the database administrator needs to retrodate the user accounts to the original settings.

ادمینیستراتور پایگاه داده باید حساب‌های کاربر را به تنظیمات اولیه بازگویی کند.

the historian attempted to retrodate the artifact's creation based on stylistic analysis.

تاریخ‌نگار سعی کرد ایجاد اثر را بازگویی کند، بر اساس تحلیل سبکی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید